قران وسنت

چرا با علمای شيعه که سنی شده اند مصاحبه نمی شود؟

صفحات وبلاگ: اخلاق اسلامی

حضرت شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان با انتقاد مجدد از عملکرد جانبدارانه صدا وسيما، از مديران رسانه ملی خواست تا اين فرصت را به علما و بزرگان شيعه که سنی شده اند بدهد تا با يکی از شبکه های ملی کشور مصاحبه ای داشته و دلايل خود را برای پيوستن به مذهب بزرگ اهل سنت بيان دارند.

اين سخنان از سوی حضرت مولانا در حالی ايراد شد که شبکه سوم سيما همچنان گستاخی به اهل سنت را ادامه داده و افراد مجهول الحالی را معرفی می کند که قبلا سنی بوده و حالا شيعه شده اند.
حضرت شيخ الاسلام که به مناسب ختم قرآن در شب بيست و نهم رمضان، که با حضور هزاران نفر از نمازگزاران مرد و زن زاهدان در مسجد جامع مکی زاهدان برگزار می شد سخنرانی می کردند، در قسمتی از سخنانشان فرمودند:
اهل سنت از تمامی نقاط کشور و حتی برخی کشورهای همسايه با ما تماس گرفتند و انزجار خود را نسبت به اينگونه برنامه های تفرقه انگيز اظهار کرده و می گفتند: ما بعد از انقلاب تا به حال شاهد چنين جسارتی نبوده ايم ، البته بجز از شبکه سلام که اساسش بر اهانت به مقدسات اسلام و اهل سنت گذاشته شده و شبکه ای منحرف است.
حضرت مولانا افزودند: کاش اين شبکه مصاحبه ای هم با علمای شيعه که سنی شده اند ترتيب می داد؛ چرا که فقط تيجانی که فردی مجهول الحال است و بقول خودش خواب ديده است، مذهبش را تغيير نداده، بلکه ما افراد بسيار زيادی از علمای شيعه را سراغ داريم که مذهب شيعه را کنار گذاشته و به مذهب اهل سنت پيوسته اند. آنان کتابهای بيشماری در مورد چگونگی گرايششان به مذهب اهل سنت نوشته اند و بسياری از آنان حضرت رسول اکرم صلی الله عليه و سلم و حضرت علی کرم الله وجهه را بعد از سنی شدن به خواب ديده اند.
مولانا در ادامه سخنانشان فرمودند: مقتضای عدالت اين را می طلبد که صدا و سيما افرادی را که سنی شده اند را فرا بخواند و با آنها مصاحبه ای داشته و کتابهای آنان را به جامعه معرفی کند و خوابهای آنان نيز بر مردم آشکار شود. سپس اين افراد را در کنار تيجانی ها بنشانند و قضاوت را به مردم (شيعه و سنی) واگذارند تا هر مذهبی را که می خواهند اختيار کنند.
عدالت و دموکراسی واقعی همين است.
ايشان در ادامه افزودند: صدا و سيما رسانه ای ملی و متعلق به همه اقشار  جامعه، مذاهب و قوميتها است و اقدام به پخش چنين برنامه های توهين آميزی شايسته اين رسانه نيست. بايد مسئولين اين برنامه که با پخش آن اقدام به جوسازی بر عليه اهل سنت کرده در محضر  رهبر انقلاب که اين سال را سال اتحاد و انسجام اسلامی نامگذاری کردند، جوابگو باشند و انتظار ما اين است که عاملين آن مجازات شوند.
ايشان در پايان فرمودند: من از آقای مهندس فروزش، نماينده محترم زاهدان در مجلس شورای اسلامی سپاسگزارم که در اين زمينه ناراحتی اهل سنت را به گوش آقای ضرغامی رئيس صدا و سيما رسانده اند و ايشان نيز قول داده اند با سازندگان اين برنامه برخورد شده و جلوی چنين برنامه هايی گرفته شود.

10:05 - 2007/10/18 - نظرات {0} - نظرشما


پلمپ قبر ابولولو؛ گام اول در مسیر وحدت عملی

صفحات وبلاگ: اخلاق اسلامی
پلمپ قبر ابولولو؛ گام اول در مسیر وحدت عملی چاپ آدرس ایمیل

 بر خلاف گفته آقای تسخیری تبلیغات گسترده ای برای زیارت قبر ابولولو در ایران انجام شده و مبالغ هنگفتی صرف این مزار ساختگی شده است .و از این مزار بسان یک مکان مقدس مذهبی ! مراقبت می شود.
آیت الله تسخیری در همین مصاحبه اعلام کرده بود در برابر بانیان و متولیان این مقبره مسئولیتی ندارد. و این اظهارنظر در زمانی که مسئولین نظام از اقامه نماز اهل سنت در تهران جلوگیری و نماز جمعه اصفهان را تعطیل کرده است جای حیرت و شگفتی دارد؟

 

 

============================ ==============   محمود براهویی نژاد


روز گذشته سایت بازتاب خبراز پلمپ قبر ابولولو قاتل خلیفه دوم حضرت عمر بن الخطاب (رض) در کاشان داد. این سایت اعلام کرد که مقبره موسوم به ابو لولو با حضور ماموران نیروی انتظامی تا پایان تعطیلات نوروز به علت ممانعت از انجام برخی اعمال؟! در ماه ربیع الاول توسط بعضی افراد؟! پلمپ شده است. بازتاب در ادامه درخواست علمای اهل سنت از آیت الله تسخیری را در این رابطه، علت پلمپ قبر ابولولو عنوان کرده است.


انتشار این خبر اگر چه موجب ابراز خرسندی و شادمانی جامعه اهل سنت گردیده ویک گام مثبت در جهت وحدت عملی مذاهب اسلامی تلقی می شود، اما این نگرانی همچنان وجود دارد که این مقبره به عنوان نماد دشمنی با اصحاب پیامبر (ص) و اهل سنت، بار دیگر بازگشایی شود. در حالی که بر اساس شواهد مستند تاریخی، ابولولو درهمان زمان ارتکاب به جنایت پلید خود، از ترس گرفتار شدن به دست مردم، خودکشی کرده و در مدینه به هلاکت رسیده است، احداث مقبره ای برای وی در کاشان نه تنها جای سوال دارد، بلکه سالهاست مورد اعتراض جامعه اهل سنت ایران و حتی کشورهای اسلامی قرار گرفته است.


موج گسترده این انتقادات به حدی بوده است که در سالهای اخیر بحث مقبره ابولولو بارها در مجمع تقریب مذاهب اسلامی به عنوان یک نماد اختلاف افکنی و ضد تقریب مطرح و اخیراً از آیت الله تسخیری در این باره پرسش شده است.


از جمله در نشست دوحه موضوع قبر قاتل حضرت عمر ابن الخطاب ( رض ) به شدت مورد اعتراض علمای اهل سنت جهان قرار گرفت .آیت الله تسخیری در آن نشست ناچار شد اعلام کند که :
فتنه انگیزان با بزرگ نمایی این ماجرا و مهم جلوه دادن مزاری موهوم در کاشان، قصد داشتند از آن به عنوان ابزاری برای ایجاد فتنه استفاده کننند که با روشنگری ما ، در رسیدن به این هدف ناکام شدند.


اگر چه این پرسش در اینجا پیش می آید که فتنه انگیزان مورد نظر آقای تسخیری چه کسانی هستند و چه ابزارهایی در اختیار دارند که نظام قدرت مقابله با آنان را ندارد ؟ و فقط ایشان نسبت به روشنگری این جریان برای ناکامی آنان اکتفا کرده و مزار ساختگی ابولولو همچنان بر جای خود باقی است.


تسخیری همچنین در گفتگویی با العربیه . نت گفته بود :

ابولؤلؤ شخص مجرمى است كه در مدينه منوره حد شرعى بر وى جارى گرديد ودر همان جا به خاك سپرده شد وپيكر او به ايران انتقال نيافت. قبرى كه امروزه در كاشان به او منسوب است صرفاً يك مكان خيالى وغيرمعتبر است وهيچ كس به زيارت آن نمى رود.


این در حالی است که بر خلاف گفته آقای تسخیری تبلیغات گسترده ای برای زیارت قبر ابولولو در ایران انجام شده و مبالغ هنگفتی صرف این مزار ساختگی شده است .و از این مزار بسان یک مکان مقدس مذهبی ! مراقبت می شود.
آیت الله تسخیری در همین مصاحبه اعلام کرده بود در برابر بانیان و متولیان این مقبره مسئولیتی ندارد. و این اظهارنظر در زمانی که مسئولین نظام از اقامه نماز اهل سنت در تهران جلوگیری و نماز جمعه اصفهان را تعطیل کرده است جای حیرت و شگفتی دارد؟ چگونه برخی مسئولین نظام در برابر امور بدیهی و حقوق مسلم اهل سنت برای خود ایجاد مسئولیت منفی کرده و از برقراری نماز اهل سنت می تواند جلوگیری کند ، اما در برابر مزار ابولولو که نماد اختلاف و دشمنی میان امت اسلامی گشته است از خود سلب مسئولیت می نماید.

همانگونه که انتشار خبر پلمپ این مقبره موحب جلب اعتماد جامعه اسلامی به ایران می شود، بازگشایی مجدد آن می تواند آثار بسیار نامطلوبی برای دولت جمهوری اسلامی ایران و به تبع آن سلب اعتماد ازنظام و بویژه مجمع تقریب مذاهب خواهد شد. و هزینه های سنگینی را برای حاکمیت در پی خواهد داشت. اما نابودی این بنای ساختگی و اختلاف برانگیز می تواند گام دیگری در جهت تکمیل حسن نیت نظام و داعیه وحدت اسلامی باشد.

                                   

 
  
  

 منبع خبر    www.sunnionline.net

10:55 - 2007/7/12 - نظرات {0} - نظرشما


اخلاق اجتماعی ، اجتماع اخلاقی

صفحات وبلاگ: اخلاق اسلامی
اخلاق اجتماعی ، اجتماع اخلاقی نویسنده : محمد مهدی عاکف دبیرکل جماعت اخوان المسلمین ترجمه : خالد ایوبی نیا -  ارومیهالحمد لله رب العالمین ، و الصلاة والسلام علی المبعوث رحمةٌ للعالمین ، سیدنا محمد ، و علی آله و صحبه اجمعین ، و بعد ..کسی که در واقعیت جهان امروزی باندیشد بدون شک دچار تعجب و سرگردانی شده و تأسف و ناراحتی تمام وجودش را فرا خواهد گرفت چرا که می بیند فقر ، فساد اجتماعی ، مبارزه طلبی ، دشمنی و کینه ها ، طمع و آرزوهای نفسانی ، علاقه به سلطه و غلبه بر دیگران همه چیز را فرا گرفته است . عقلا و حُکما در مورد این وضع آشفته و بی سرو سامان به فکر افتاده اند تا اینکه اسباب آن را تحلیل نموده یا درد آن را تشخیص دهند ، چه بسا در بسیاری اوقات اسبابی را به دست می آورد که بسیاری از آنها سطحی و ظاهری هستند . هرگاه انسان به دید خود وسعت ببخشد و عمیقاٌ در آن تفکر نماید به اصل درد پی خواهد بردو بلای واقعی را که ریشه در بحران اخلاقی دارد تشخیص خواهد داد و در آخر باید علاج را از آن نقطه شروع نماید .   اخلاق انسانی و اسلامی بسیار اتفاق می افتد که انسانها در جنس ، نژاد ، رنگ ، فرهنگ ، زبان ، و عقیده اختلاف داشته باشند ، اما همه آنها بر ارزشهای اخلاقی اتفاق نظر دارند . در واقع تمام تنشها و منشها و برخوردهایی که از صداقت و شفافیت ، کرم و بخشندگی ، امانتداری و عدالت ، رأفت و مهربانی ، زکاوت و مروت ، شجاعت و پیشدستی یا حلم و نرمخویی و... سرچشمه می گیرند ، همه اینها – بدون شک – در دل کسانی که با این ارزشها و کرائم اخلاقی سرو کار و تعامل دارند در وجودشان شگفتی می آفریند و تقدیر و احترام صاحبان آنها را به دنبال دارد . وهمین وضع در ارتباط با سایر اخلاقهای انسانی صدق می نماید . هرگاه از دیدگاه اسلام به اخلاق بنگریم  خواهیم دید که اخلاق اسلامی میدان آن از همه مکاتب دیگر وسیع تر و عمق وریشه ی آن از همه عمیق تر است ؛ چرا که اسلام با مجموعه اخلاقهای  ویژه و مخصوص  به خود مانند اخلاص ، تقوی ، توکل ، فروتنی و ترس از خدا که در غیر ان وجود ندارند ، شناخته می شود .   برتری همه ی اینها به این خاطر است که سرچشمه همه ی این ارزشها از ایمان واقعی به خداوند متعال و توحید او نشأت می گیرد. وایمان است که عمق و رسوخ اخلاقی در فرد  مسلمان  را ایجاد و تقویت  می کند ؛ چرا که مؤمن فقط بخاطر جلب رضایت خداوند و چشمداشت ثواب و رضایت او خود را به این اخلاق حسنه  می آراید  ، زمان هر چه به درازا بکشد  و هرچه فریب و آزمایشات از طرف مردم متوجه او شوند باز در آن سهل انگاری وسستی به خرج نمی دهد ، و آن را زیر پا نمی گذارد . اما کسی که از ایمان محروم باشد به جای خالق به مخلوق متوسل می شود تا آنچه که در نظر او مهمتر است مانند کسب مال ، شهرت  و احترام ( در میان مردم ) را بدست آورد و هنگامی که آرزوی او تحقق نیافت دچار تفریط شده یا حتی اخلاق را زیر پا می گذارد . پس به این نتیجه رسیدیم که ارتباطی محکم و وثیق میان اخلاق و ایمان وجود دارد ، و فرموده ی پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ مؤید این مطلب می باشد که می فرماید : { أکملُ المُؤمِنینَ إیماناٌ أحسنُهُم أخلاقاٌ }  ایمان کسانی کاملتر است که اخلاق آنها از همه بهتر باشد .  جایگاه اخلاق در دین اسلام در دین اسلام اخلاق دارای جایگاهی ویژه و مقامی بلند است ، تا جایی که پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ هدف از رسالت اسلام را در کامل نمودن اخلاقهای شایسته خلاصه نموده است  این محتوای فرموده ی پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ است که می فرماید : { إنَّما بُعِثتُ لأتَمِّمَ مکارمَ الاخلاق } خداوند مرا برانگیخته است تا که اخلاق نیکو را کامل کنم  . این فرموده ی پیامبریک حقیقت و واقعیت است ؛ چرا که همیشه ملاحظه می کنیم که هدف از تکلیف انسان به عبادت چه اجمالی وچه تفصیلی ، اصلاح اخلاق و سلوک انسان بوده است ، در آیه های اجمالی می فرماید :  { يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( بقره/21) }  ای مردم! خدای را بپرستید ، آنکه شما را و کسانی را آفریده است که پیش از شما بوده اند ، تا راه پرهیز گاری گیرید . وبر سبیل تفصیل این فرموده ی خداوند را می خوانیم که می فرماید : { وَأَقِمْ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ (عنکبوت/45) } و نماز را چنانکه باید بر پای دار . مسلماً نماز ( انسان) را از گناهان بزرگ و از کارهای ناپسند ( در شرع) باز می دارد ، و قطعاً ذکر خدا و یاد الله (از هرچیز دیگر ) والاتر و بزرگتر است ، و خداوند می داند که شما چه کارهایی را انجام می دهید .و در شأن روزه می فرماید : { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمْ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (بقره/183)} ای کسانی که ایمان آورده اید ! روزه  بر شما واجب شده است همانگونه که که بر کسانی که پیش از شما بوده اند واجب بوده است ، تا باشد که پرهیزگار شوید .و در شأن زکات می فرماید : { خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (توبه/103)} ای پیغمبر از اموال آنان زکات بگیر تا بدین وسیله ایشان را پاک داری ، و ایشان را بالا بری ، و برای آنان دعا وطلب آمرزش کن که قطعاً دعا و طلب آمرزش تو مایه ی آرامش ایشان می شود و خداوند شنوای (دعای مخلصان و ) آگاه ( ازنیات همگان) است .  پس جای تعجب نیست که سلف صالح ما دین را به اخلاق تعبیر نموده اند ، و امام ابن قیم – رحمه الله – دین را اینگونه تعبیر می نماید : « دین اخلاق است ، هرکس چیزی بر اخلاق بیافزاید بر دین افزوده است و هرکس چیزی از اخلاق بکاهد از دین کاسته است » . ارزش اخلاق حسنه برای فردهنگامی که به این نتیجه رسیدیم که اخلاق نیکو دارای چنین مقام و منزلتی است ، باید اطمینان داشته باشیم که اسلام برای اخلاق حسنه فضیلتی بزرگ قائل شده و در مقابل آن نیز اجری بزرگ را به ما وعده داده است : با اخلاق انسان به دوستی خداوند نائل میشود ( خداوند او را دوست می دارد) هنگامی که از پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ پرسیده شد ما احبُّ عباداللهِ إلی الله ؟ قال أحسنُهُم أخلاقاً خداوند کدام یک از بندگان خود را بیشتر دوست دارد ؟ فرمودند: کسانی که اخلاق آنها از همه بهتر باشد . بعد از اینکه خداوند کسی را دوست بدارد محبت او در دل مردم نیز قرار می گیرد و دوستی مردم را نیز بدست می آورد پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ به این مطلب اشاره کرده و فرموده است : ( إذا احب اللهُ عبداٌ نادی جبریلَ إنِّی أُ حبُّ فلاناٌ فأحبه ، فیحبه جبریل ، ثمّ ینادی جبریلُ أهلَ السماءِ : إنَّ اللهَ یحبُّ فلاناٌ فأحبوه فیحبه اهل السماء ، ثم یوضع له القبول فی الأرض ) هرگاه خداوند کسی را دست بدارد  به حضرت جبرئیل می گوید من فلان شخص را دوست دارم تو هم او را دوست بدار ، پس جبرئیل هم او را دوست می دارد ، سپس جبرئیل در میان اهل آسمان صدا می زند ای اهل آسمان : خداوند فلان شخص را دوست دارد شما هم او را دوست بدارید ، سپس قبولیت و محبوبیت او در دل مردم نیز قرار می گیرد . با اخلاق حسنه کفه ترازوی اعمال خوب انسان در روز قیامت سنگین می شود ، این فرموده ی پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ را بخوانید که می فرماید : { هیچ چیزی در ترازوی اعمال انسان در روز قیامت از اخلاق حسنه سنگین تر نیست ، }  پس هرگاه اخلاق حسنه با عمل اندک هم در ترازو گذاشته شود کفه ی ترازو سنگین شده و انسان نجات پیدا می کند .. مگر داستان آن زنی که در حضور پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ از او نام برده شد را نشنیده اید که گفته شد : نماز و روزه اندک دارد و صدقه ی او تنها این است که غذاهای اضافی را به گربه های گرسنه می دهد ولی همسایه اش را اذیت نمی کند ، پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ فرمود ( هی فی الجنة) او در بهشت است . اما اگر اخلاق سیئه در ترازوی اعمال گذاشته شود کفه ی ترازو سبک شده و انسان هلاک می گردد هرچند عبادت بسیار و عمل زیاد هم داشته باشد ، این همان نتیجه و جایگاه زنی است که با کثرت نماز و روزه و صدقه معروف بود اما همسایه هایش را آزار و اذیت می داد ، پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ فرمود ( هی فی النار ) او در آتش است . ارزش اخلاق حسنه برای جامعهاسلام ثابت نموده است که اساس  وزیر بنای هرجامعه و درخشیدن تمدن  و دوام عزت و قدرت آن در گرو اخلاق است ، هرگاه اخلاق سقوط کرد جامعه نیز سقوط خواهد کرد ، چه زیباست قول شاعر فرزانه شوقی که می گوید :                    إنَّما الأمم الاخلاق مابقیت                          فإن هُمو ذهبت اخلاقُهُم ذَهَبِوا حیات وبقای هر جامعه ای بستگی به ثبات اخلاقی آن جامعه دارد اگر پایه های اخلاق در آن اجتماع متزلزل یا رو به انحطاط رفت حیات آن جامعه نیز رو به ورشکستگی می رود . از جامعه ای که عدالت ، برابری و آزادی بر آن حاکم است ، و افراد آن بر اساس برادری و مهربانی و تعاون با یکدیگر تعامل دارند چه انتظاری باید داشت ؟ ! همانا آن امت – بدون شک – امتی قوی ، انقلابی ، پابرجا و امانتدار است ، و عکس این قضیه نیز صادق است ، شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمه الله ) این مفهوم را تأیید کرده و می فرماید : خداوند دولت عادل را دوام می بخشد هرچند کافر هم باشد ، و دولت ظالم را زود از بین می برد و به آن دوام نمی بخشد  هرچند مسلمان هم باشد .   اما هنگامی که اخلاق حاکم می شود تاریخ اسلام نمونه های بارزی از حکومت اخلاقی اسلام را به ما تقدیم می دارد : باچشم بصیرت به این مطلب بنگرید : هنگامی که پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ  لشکریان مجاهد در راه خدا را روانه ی جهاد می کند به آنها چه توصیه هایی می نماید ؛ کسی که از میدان جنگ فرار کرد او را دنبال نکنید ، به زخمیها حمله ور نشوید ، زنان ، کودکان و پیر مردان را نکشید ، برای راهبانی که در صومعهایشان مشغول عبادت هستند ایجاد مزاحمیت ننمایید و هیچ درختی را قطع نکنید .. نمونه ای دیگر : هنگامی که فاتحین اسلام در شام احساس کردندکه  نمی توانند در مقابل رومیان  از اهل آنجا دفاع کنند و به احتمال اینکه شاید رومیان بر آنها غالب شوند ، آن دیار را از آنها باز پس بگیرند و آنها را شکست دهند به نظر شما  چه عکس العملی از خود نشان دادند ؟ مسلمانان مالی را که از مسیحیان آنجا در مقابل دفاع از آنها گرفته بودند را به آنان برگرداندند اما مردم آنجا در مقابل این اخلاق نیکو دهشت زده شده و به آنها گفتند : به خدا سوگند عدالت شما در نظر ما از ظلم آنها بهتر است ، ودر مقابل آنها  نیزبا همکاری مسلمانان به مقابله با رومیان پرداختند تا اینکه آنها را شکست داده و به عقب راندند. حالت عمرو بن عاص – رضی الله عنه – با ارمانوسه دختر مقوقس حاکم مصر که پدرش او را فرستاده بود تا به ازدواج قسطنطین پسر هرقل در آید  را در نظر بگیرید ؛ هنگامی که در اسارت مسلمانان افتاد ، عمرو بن عاص – رضی الله عنه – او را آزاد می کند و با احترام او را در حفظ و نگهبانی لشکری به فرماندهی قیس بن ابی العاص اسهمی به سوی مقوقس برمی گرداند . به صلاح الدین ایوبی بنگرید که چگونه پزشک مخصوصش را مأمور می کند که فرمانده مسیحیان ریتشارد شیر دل  را معالجه کند ، و این را هم فراموش نکرد که دارو هدایایی نیز برایش بفرستد .. آیا تاریخ در طول و عرضش چنین چیزی را دیده است ...؟! همانا  این اسلام عزیز است که با ارزشهای اخلاقی و تمدن و انسانیت و مهربانی اش چنین ارمغانی  را به جامعه  بشریت عرضه نموده است . اما هنگامی که اخلاق سقوط می کند آثار عظیم و ثمره ی پاک اخلاق هنگامی که بر زندگی مردم حاکم می گردد و زندگی آنان را تحت الشعاع خود قرار می دهد را مشاهده نمودیم ، اما هنگامی که اخلاق زیر پا گذاشته شود ، بدی در همه جا پراکنده شده وفساد مجالهای مختلف زندگی سیاسی ، ارتباطی ، اقتصادی و.. را در بر می گیرد . در زمینه سیاسی .. قوی ترین و ثروتمند ترین شخص دولتی که در رأس هرم قرار دارد رئیس جمهور آن است که می بینیم چگونه با دروغ ، افترا و حیله هایش در صدد سرکشی و حمله به  جهان است ، و وزیر خارجه او نیز  برای اینکه جنایات جنگی خود در عراق را توجیه کند دست به ارائه مجوزهایی ساختگی و تقلبی  می زند از قبیل : دسترسی آن کشور به اسلحه های کشتار جمعی ، ارتباط با تروریست و القاعده ، نابودی نظام سرکش وظالم و آزادی ملت عراق از شدت و ظلم آن ، ( و با این بهانه ها و دسیسه ها حملات خود به ممالک اسلامی  را توجیه می کند ) .  در آخر می بنیم که این جنگ بیشتر از دو سومِ میلیون از انسانها که بخش اعظم آن را زن ، کودک ، جوان و پیر تشکیل می دادند را به کام مرگ فرستاد  . هزاران انسان  را به زندانها انداختند  تا در آنجا با انواع شکنجه و تحقیر ها روبرو شوند ، منافع و ثروتهای آن کشور از قبیل نفت و سرمایه به غارت برده شد ، زنان آزاده و با شرف مورد هتک حرمت قرار گرفتند ، آتش فتنه ی مذهبی شعله ور شد تا اینکه گروهی از مردم گروهی دیگر را نابود کردند  ، تمام وسائل زندگی روزمره اعم از ایستگاههای آب رسانی ، برق ، راه ، پل ، دانشکده ها و مؤسسه ها ویران شدند  ، حتی نشانه های خاک و تمدن آن کشور از قبیل موزه ها و آثار فرهنگی نیز از این جنگ سالم نماند . فتنه جویی و آشوب و غوغای نژاد صهیو نیستی در سرزمین رباط و مقدسات فلسطین را می بینیم که در قالبهایی از قبیل کشتار ، ترور ، زندان ، شکنجه ، تبعید ، آوارگی ، محاصره ، گرسنگی ، حمله ، ارعاب ، ویران کردن خانه ها ، از بین بردن منابع زراعتی ، توسعه طلبی ، شهرک سازی ودیوار کشی خود را نشان می دهد  . بعضی از حکام را می بینیم که به ناحق در زمین تکبر می ورزند و در ظلم و طغیان سخت سرکشی می کنند  ، بر ملتهایشان غالب شده ، حرمت خانه ها راشکسته و ایجاد ترس و وحشت می نمایند ، مال و ثروت آنان را مصادره می کنند و انسانهای شریف و صالح را به تاریکیهای زندان می اندازند و اتهاماتی ساختگی  را برعلیه آنان وارد  می کنند و هرزگی و بیهودگی را ترویج نموده و بر دهان مردم مهر سکوت می نهند، در همه این زمینه ها وعده های خود در مورد اصلاح را زیر پا می گذارند و راه فساد وظلم را در پیش می گیرند . در رسانه های گروهی .. بسیاری را می بینیم که با دروغ و بهتان خود این حیطه کاری  اعم از ( کفتاری ، دیداری و شنیداری ) را لکه دار می نمایند  اینان در نفاق تمرین دیده اند و مهارت و چیرگی پیدا کرده اند و دین خویش را به دنیای دیگران فروخته اند  وبه اینکه بلندگوهایی برای ظالمین باشند و دروغ و افترائات آنان را به همه جا برسانند رضایت داده اند . به ساحت انسانهای شریف و صاحب کرامت اتهاماتی را وارد می کنند و گرد و غبار شبهه ها را دور و برآنان به پا می کنند . همه بخاطر این است که هوی و هوسهای شخصی و منافع مادی چشم آنها را از دیدن ویژگیهای صداقت ، امانت داری ، دقت و واقعیت و شرف کارها کور کرده است و حضور و آگاهی فرشته های مأمور ثبت خیر و شر و مراقبت خداوندی که در آیه های قرآن به آنها اشاره شده است را به وادیفراموشی سپرده اند  . خداوند می فرماید : { وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ * إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنْ الْيَمِينِ وَعَنْ الشِّمَالِ قَعِيدٌ * مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ (16-18/ ق ) ما انسان را آفریده ایم و می دانیم به خاطرش چه می گذرد و چه اندیشه ای در سر دارد ، وما از شاهرگ گردن از او نزدیکتریم * بدانگاه که دو فرشته ای که در سمت راست وطرف چپ انسان نشسته اند و اعمال او را دریافت می دارند ( ما حتی از این دو ملائکه هم نزدیکتریم ) انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی راند مگر اینکه فرشته ای مراقب و آماده ( دریافت و نگارش ) آن سخن است . و آنها در حالی که در گمراهی خود بی باکانه پیش می روند از فرموده ی پیامبر صلَّی الله علیهِ وسلَّمَ   غفلت نموده اند که می فرماید : { و هل یکب الناس فی النار علی و جوههم إلا حصائد ألسنتهم } مگر مردم را چیزی جز دستاورد زبان آنها را با چهره بر روی آتش دوزخ می اندازد ؟ و باز می فرماید : { إنّ العبدَ لیتکلم بالکلمة من سخط الله لا یلقی لها بالا یهوی بها سبعین خریفاٌ فی النار .}  بنده کلمه ای را به زبان می آورد که موجب ناخوشنودی خداوند است ولی آن را نادیده می گیرد ( ودر نظر او گناه چندانی ندارد ) به خاطر این کلمه خداوند او را در آتشی می اندازد که فرود ان هفتاد سال طول می کشد . پس ای مردم همه به سوی رشد و کمال خود در حرکت باشید  ، به اخلاق خود متعهد شوید ، تا اینکه اوضاعتان اصلاح شود و زندگی سعادتمندانه ای داشته باشید .. و ای برادران مسلمان ..  همه به یاد داشته باشید که اخلاق حسنه و متین یکی از مهمترین ویژگیهای دهگانه ای  که ما خواهان آن برای یک شخصیت مسلمان صادق هستیم می باشد ، وباز یکی از مهمترین مظاهر پنجگانه که امر دعوت را برای افراد جمع می نماید می باشد ، پس با تمام سعی و تلاش ، خود در راستای مزین کردن  به کرائم اخلاقی آراسته نمایید  تا اینکه  با زبانی گویا و صادق الگویی عملی  برای منهجتان  و اسوه ای صالح برای دیگران باشید . خداوند صاحب توفیق  و هدایت کننده به راه راست است ..

و آخر دعوانا دن الحمد لله رب العالمین .

21:54 - 2007/5/20 - نظرات {0} - نظرشما


زن وشوهر لباس همديگرند

صفحات وبلاگ: اخلاق اسلامی

زن وشوهر لباس همديگرند

بسم الله الرحمن الرحيم

زن وشوهر لباس همديگرند
سید احمد هاشمی

لابد اين آيه از قرآن کريم را شنيده ايد که در باره زن وشوهر مي فرمايد: (هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ) [البقره:۱۸۷] يعني: «آنها (زنان) لباس شما هستند، و شما لباس آنها» اگر قدري در اين آيه کريمه تدبر کنيم متوجه خواهيم شد، که اين آيه قرآني چقدر زيبا ورسا زن وشوهر را به هم تشبيه کرده است. مي پرسيد: چطور؟ عرض مي کنم.

اگر خوب دقت کنيم متوجه خواهيم شد که زن وشوهر از جهات متعددي به لباس شباهت دارند:

۱- لباس بايد اندازه وبرازنده انسان باشد، انسان با لباس گشاد، تنگ، کوتاه ويا بلند راحت نيست، زن وشوهر هم بايد اندازه و برازنده هم باشند، اگر مرد و زن با هم هماهنگي فکري، فرهنگي، اجتماعي،وحتي مادي نداشته باشند، با هم نمي توانند آنطور که بايد و شايد راحت باشند، وغالباً کار بدانجا مي کشد که بقول سعدي عليه الرحمة:
تهي پاي رفتن به از کفش تنگ :: بلاي سفر به که در خانه جنگ

۲- انسان با لباس هم از لحاظ جسمي وهم از لحاظ روحي احساس آرامش مي کند، زن وشوهر نيز بايد براي همديگر مايه آرامش جسم وجان باشند.

۳- لباس براي انسان مايه ي زيبايي وآراستگي است، زن و شوهر هم براي همديگر مايه زيباي وآراستگي اند.

۴- لباس بدن انسان را مي پوشاند، وعيبهاي ظاهري انسان را پنهان مي کند، زن وشوهر نيز بايد مانند لباس عيبهاي همديگر را بپوشانند، ومحرم راز همديگر باشند.

۵- لباس با بدن انسان ارتباط نزديک وتنگاتنگ دارد، زن وشوهر نيز بايد ارتباطشان چنين باشد.

۶- لباس بدن انسان را از گرما وسرما حفظ مي کند، زن وشوهر نيز بايد همديگر را در مقابل گرم وسرد زندگي حفظ نمايند.

۷- لباس اگر کثيف شد، شسته مي شود، واگر پاره شد، دوخته مي شود، وبلافاصله دور انداخته نمی شود، زن وشوهر هم اگر در حق همديگر خطا کردند، بلافاصله از هم جدا نمي شوند، بلکه با رشته ي پند واندرز، خطا را ميدوزند، و با آب گذشت وبخشش، آنرا مي شويند.

۸- براي انسان آسان نيست تمام عمر خود را بدون لباس سپري کند، (گرچه ممکن است) همينطور آسان نسيت انسان تمام عمر را بدون زن يا شوهر سپري کند.

۹- لباس عورت واماکن ناشايست انسان را از ديد ديگران حفظ مي کند، زن ومرد نيز با اقدام به ازدواج، خود را از ارتکاب فحشاء و کارهاي ناشايست حفظ مي کند.

حالا نظر شما چيست؟ تشبيه جالبي نيست؟ اگر شما هم برخي نقاط شباهت بين لباس و زن و شوهر در ذهنتان  هست، آنرا در ستون نظرات دريغ نکنيد.
موفق باشيد.

وجوه دیگر تشابه بين لباس وزن وشوهر از نگاه عزیزان بازدید کننده:
(برادر عزیز وارجمند آقای خلفان)
۱۰-هم مرد می تواند برای زندگی مشترک خود انتخاب کند(لباس لکم) و هم زن می تواند برای زندگی مشترک خود انتخاب کند(لباس لهن، یا ابت استئجره).

09:17 - 2007/5/19 - نظرات {0} - نظرشما


دو صد گفته چون نيم کردار نيست!

صفحات وبلاگ: اخلاق اسلامی

در حدود پنجاه سال پيش در جايي در فرانسه، پيرمرد پنجاه ساله اي از اهالي ترکيه، زندگي مي کرد که ابراهيم نام داشت، و يک خواربار فروشي را اداره مي کرد.
اين خواربار فروشي در آپارتماني واقع بود که خانواده اي يهودي در يکي از واحدهاي آن زندگي مي کردند. اين خانواده پسري داشتند به نام “جاد” که هفت سال بيشتر نداشت.
جاد عادت داشت که هر روز براي خريد مايحتاج منزل به مغازه عمو ابراهيم مي آمد، وهر بار هنگام خروج از مغازه از فرصت استفاده مي کرد وقطعه شکلاتي را مي دزديد.
يک روز جاد فراموش کرد که طبق معمول از مغازه شکلات بردارد، اينجا بود که عمو ابراهيم او را صدا زد وبه او يادآوري کرد که شکلاتي را که هر روز بر مي داشته، فراموش کرده است.
جاد که حسابي شوکه شده بود، گمان مي کرد که عموابراهيم از دزديهاي او چيزي نمي داند، لذا از او خواهش کرد که او را ببخشد، وبه او قول داد که ديگر اين کار را تکرار نکند.
عمو ابراهيم گفت: نه، بشرطي تو را مي بخشم که به من قول بدهي که هر گز در زندگيت دزدي نکني، ودر مقابل مي تواني هر روز از مغازه من يک شکلات برداري.
جاد با خوشحالي اين شرط را قبول نمود… سالها گذشت، و عمو ابراهيم براي جاد يهودي بمانند پدر، مادر ودوست بود.
هر وقت جاد با مشکلي برخورد مي کرد، ويا از حوادث روزگار به تنگ مي آمد، به نزد عمو ابراهيم مي آمد، ومشکل خود را براي او مطرح مي کرد.
عمو ابراهيم هم کتابي را از کشو ميز مغازه بيرون مي آورد، وبه جاد مي داد، واز او مي خواست، صفحه اي از کتاب را باز کند.
وقتي جاد کتاب را باز مي کرد، عمو ابراهيم دو صفحه اي از کتاب را مي خواند، وسپس کتاب را مي بست، وبدين ترتيب مشکل جاد را حل مي کرد. جاد وقتي از مغازه بيرون مي آمد، احساس مي کرد ناراحتي اش برطرف شده، خيالش راحت شده، ومشکلش حل شده است.
سالها گذشت، و رابطه جاد با عمو ابراهيم، آن پيرمرد مسلمان تحصيل نکرده تُرک اين چنين سپري شد!
بعد از هفده سال، جاد به سن بيست وچهار سالگي و عمو ابراهيم به سن شصت وهفت سالگي رسيد….
عمو ابراهيم دار فاني را وداع گفت، وقبل از وفاتش صندوقي را براي فرزندانش بجا گذاشت، او در صندوق کتابي را نهاده بود، که هميشه جاد آنرا در مغازه مي ديد. او به فرزندانش وصيت کرد تا کتاب را به جاد آن جوان يهودي هديه بدهند.
وقتي فرزندان عمو ابراهيم صندوق را به جاد دادند، او از مرگ عمو ابراهيم باخبر شد، از شنيدن اين خبر جاد بسيار ناراحت گرديد،چرا که عمو ابراهيم يار وياور او در حل همه مشکلات بود.
روزها گذشت…
روزي از روزها براي جاد مشکلي پيش آمد، وبياد عمو ابراهيم وصندوقي که به او هديه داده بود افتاد. صندوق را پيدا کرد، وآنرا باز نمود، ناگهان ديد که در صندوق همان کتابي است که هميشه آنرا در مغازه عمو ابراهيم باز مي کرد، وعمو ابراهيم آنرا مي خواند! جاد صفحه اي ازکتاب را باز کرد، اما کتاب به زبان عربي بود، واو از زبان عربي چيزي نمي دانست.
او بنزد همکاري از اهالي تونس رفت، واز او خواهش کرد تا دو صفحه از کتاب را برايش بخواند، واو نيز خواند. پس از اينکه جاد مشکلش را براي همکار تونسي اش شرح داد، تونسي راه حلي را براي مشکلش پيدا کرد! جاد شگفت زده از او پرسيد: اين کتاب چيست؟
تونسي گفت: اين قرآن کريم کتاب مسلمانان است!
جاد گفت: چگونه مي توانم مسلمان شوم؟
تونسي گفت: کافي است شهادتين را بگويي، واز شريعت پيروي کني!
جاد گفت: أشهد ألا إله إلا الله وأن محمداً رسول الله
جاد الله مسلمان
جاد مسلمان شد، وبخاطر بزرگداشت اين کتاب نام خود را “جاد الله قرآني”گذاشت، وتصميم گرفت باقيمانده عمر خود را وقف خدمت به اين کتاب بزرگ کند… جاد الله قرآن را فرا گرفت، وآنرا فهميد، و در اروپا شروع به دعوت ديگران کرد، تا آنجا که تعداد زيادي يهودي ومسيحي را مسلمان نمود.
روزي از روزها در حالي که جاد الله اوراق قديمي خود را زير و رو مي کرد، قرآني را که عمو ابراهيم به او هديه داده بود باز کرد، ناگهان در اول قرآن نقشه ي جهان را ديد، بر روي آن نقشه ي قاره افريقا توجهش را جلب نمود، چرا که روي آن امضاي عمو ابراهيم نقش بسته، ودر زير آن اين آيه نوشته شده بود: (ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ) [النحل : ۱۲۵] يعني: با حکمت و اندرز نيکو (ديگران) را به راه پروردگارت دعوت کن.
جاد الله پي برد که اين وصيت عمو ابراهيم است، وتصميم گرفت آنرا عملي نمايد… لذا براي دعوت بسوي دين خدا، اروپا را به قصد کشورهاي افريقايي ترک گفت، گفته مي شود که کارش آنقدر مبارک وموفقيت آميز بود که بدست او مليونها نفر مسلمان شدند.
پايان مسير
جاد الله قرآني، اين مسلمان واقعي ودعوتگر الهام يافته، سي سال از عمر خود را تماماً براي دعوت بسوي خدا در افريقا سپري کرد، ومليونها انسان بدست او مسلمان شدند…
جاد الله قرآني در سال ۲۰۰۳م-۱۳۸۲ش در افريقا بخاطر بيماريهايي که در راه دعوت به اسلام به آن دچار شده بود، از دنيا رفت. او در هنگام وفات ۵۴ سال بيش نداشت، که سي سال آنرا در راه دعوت بسوي خدا صرف کرده بود.خداوند او را غريق آمرزش و قرين رحمت خود بگرداند
داستان هنوز تمام نشده است
مادريهودي جاد الله قرآني که استاد دانشگاست، فقط دو سال پيش در سال ۲۰۰۵م -۱۳۸۴هـ ش يعني دو سال بعد از وفات پسرش در سن هفتاد سالگي مسلمان شد.
مادرش مي گويد: در طول اين سي سالي که پسرش مسلمان شده بود، او دائما در حال جنگ وجدال با او براي بازگرداندنش به دين يهوديت بوده است. ولي با وجود تجربه واطلاعات کافي وقدرت استدلال، نتوانست پسرش را از اسلام بازگرداند، در حالي که عمو ابراهيم، آن پيرمرد مسلمان تحصيل نکرده، توانست قلب فرزندش را شيفته اسلام کند.
چرا جاد الله قرآني مسلمان شد؟
جاد الله قرآني ميگويد: در مدت هفده سالي که با عمو ابراهيم ارتباط داشتم، حتي يکبار هم به من نگفت”اي كافر” يا “اي يهودي” ، يا حتي به من نگفت “مسلمان شو” …
تصورش را بكنيد، هفده سال عمو ابراهيم دندان روي جگر گذاشت، ونه در باره اسلام و نه در باره يهوديت چيزي به او نگفت! واقعا عجيب است که چگونه يک پيرمرد تحصيل نکرده، دل يک پسر بچه را شيفته قرآن مي کند.
يک بار در يکي از ملاقاتها از او سؤال شد که چه احساسي دارد وقتي مي بيند مليونها انسان بدست او مسلمان شده اند؟ درجواب گفت: او هيچ احساس افتخاري نمي کند، چرا که او بگفته خودش بخشي از خوبيهاي عموابراهيم را جبران مي کند.
دکتر صفوت حجازي يکي از دعوتگران مشهور مصري مي گويد: در کنفرانسي در شهر لندن پيرامون مسئله دارفور، وراههاي کمک به مسلمانان نيازمند وحمايت آنها از خطر تبشير و جنگ، با يکي از رؤساي قبايل دارفور ملاقات کردم. در گرماگرم صحبت از او پرسيدم: شما دکتور جادالله قرآني را مي شناسيد؟ رئيس قبيله بلند شد واز من پرسيد: مگر شما او را مي شناسيد؟ گفتم: بله! زماني که در سوئيس براي معالجه آمده بود، من با او ملاقات کردم.
رئيس قبيله بر روي دستهايم خم شد، وبه گرمي آنرا بوسيد!! به اوگفتم: چکار مي کني؟ من کاري نکرده ام که سزاوار اين همه محبت باشد!
گفت: من دست شما را نمي بوسم، بلکه دستي را مي بوسم که دست جاد الله قرآني را گرفته است!!
از او پرسيدم:مگر تو بدست جاد الله قرآني مسلمان شده اي؟
رئيس قبيله گف: نه! من بدست مردي مسلمان شده ام، که او بدست جاد الله قرآني مسلمان شده است!!!
تا اينجا داستان تمام شد.
راستش وقتي اين داستان را خواندم آنقدر متأثر شدم وآنقدر به حال خود تأسف خوردم، که اشك در چشمانم حلقه زد.
تأسف خوردم از آن جهت که ما در زندگي چه فرصتهاي طلايي را در اختيار داشته ايم که مي توانستيم، با يک برخورد حکيمانه، يک انسان نامسلمان يا انسان گمراه جوياي هدايت، را دگرگون کنيم، و دل او را براي هميشه شيفته عظمت اين دين بزرگ نمائيم، اما چنين نکرده ايم، نه تنها چنين نکرده ايم بلکه گهگاهي با رفتارهاي غير حکيمانه وغير اسلامي خود باعث تنفر ديگران از اين دين شده ايم.
تأسف خوردم از آن جهت که اينهمه به علم وسواد خود مي نازيم، ولي برکت علم ودانش ما به اندازه مثقال اخلاص عموابراهيم تحصل نکرده وبي ادعا نبوده است.
تأسف خوردم از آن جهت که در خانه نشسته ايم وآبمان سرد ونانمان گرم وجايمان نرم است، وانتظار پيروزي اسلام ومسلمين را مي کشيم، در حالي که جادالله براي دين خدا همه اينها را پشت سر گذارد، به افريقا رفت.
تأسف خوردم از آن جهت که ما مسلمانان بگفته يکي از بزرگان، همچون ابري هستيم که جلو خورشيد اسلام را گرفته ايم، وبا نشان دادن چهره اي ناهنجار وزشت از اسلام، ديگران را از ديدن اين خورشيد تابناک محروم کرده ايم.
تأسف خوردم از آن جهت که………بماند.
فيلم عمو ابراهيم و جاد
نکته جالب وکمي عجيب در داستان جاد الله قرآني وعموابراهيم اين است که در سپتامبرسال ۲۰۰۳ (يعني درست بعد از وفات جادالله) سينماي فرانسه از داستان زندگي عمو ابراهيم و جاد الله، فيلمي ساخت بنام:” Monsieur Ibrahim et les fleurs du Coran” يعني: “آقا ابراهيم وگلهاي قرآن” به کارگرداني آقاي François Dupeyronقهرمان اين فيلم عمر الشريف هنر پيشه معروف مسلمان است که نقش عموابراهيم را بازي مي کند، اين فيلم در سال ۲۰۰۴ به روي صحنه آمد وجوايز زيادي را در سطح محلي و جهاني کسب کرد.
سايت ويژه فيلم: http://www.sonyclassics.com/ibrahim
اينهم صحنه هايي از فيلم عموابراهيم وگلهاي قرآن:

۱image۰۰۱.jpg

۱image۰۰۸.jpg

۱image۰۰۷.jpg

image۰۰۶.jpgimage۰۰۵.jpg

۱image۰۰۴.jpg

۱image۰۰۳.jpg

۱image۰۰۲.jpg

08:45 - 2007/5/19 - نظرات {1} - نظرشما


فکرکنیدوشکرکنید

صفحات وبلاگ: اخلاق اسلامی
بخوان بنام رب خويش، آنکه خالق همه چيز است. آفريد انسان را از خون بسته. بخوان و رب تو بسيار کريم است. آنکه علم آموخت انسان را بواسطه قلم. آموخت انسان را آنچه نمی دانست.

الحمد لله والصلاة والسلام علی رسول الله «ص»
اما بعد
برادران و خواهران مسلمان


السلام عليکم و رحمة الله و برکاته

الحمدلله جای سعادت و افتخار است، که امروز ما و شما توسط – انترنت – کلمات چند را به هدف آموزش دين مبارک اسلام، و به هدف پخش نمودن کلمه حق لاﺇلهﺇلاالله، محمد رسول الله .. مطالعه می نمايم. و هزاران مرتبه شکر خداوند بی نياز باشد که وسايل آموزش علم را به بندگان خويش مهيا گردانيده است، و بندگان خويش را به نشر رسالت اسلام موظف نموده است. و از اين صفحات انترنت اميد که به شکل مثبت استفاده نماييم. خداوند متعال می فرمايد:
( و ما ارسلنا من رسول ﺇلا بلسان قومه ليبين لهم ..، )
ترجمه: و نفرستاديم هيچ پيغامبر را مگر به زبان قوم او تا بيان کند برای فهم ايشان .. و در اين رابطه يکی از مفسرين کرام می فرمايد: هر پيغامبر را خداوند متعال فرستاده به قومش .. و به لسان قومش، به شرايط زمان و مکان قومش بوده.. و پيغامبر آخر زمان حضرت محمد «ص» برای هدايت تمام بشريت فرستاده شده است.. تا قيام روز آخرت.. و به زبان عربی که يکی از زبانهای زنده، و خيلی واضح، جامع و شامل، و زبان که تا امتداد روز آخرت باقی خواهد ماند، فرستاده شده است. و زبان عصر امروزه علم و آموزش است.. و مفسر کريم نيز اضافه می نمايد که زبان امروزه زبان ( تلويزيون، فاکس، انترنت، نامه، کتاب، کست، ويديو، تلگراف،...) می باشد و از اين زبانها، يا وسيکه زبانها، و يا وسيله ربط انسانها با هم، به شکل مثبت در راه نشر علم و پيشبرد دعوت دين مبارک اسلام بايد مستفيد شد. دين مبارک اسلام مساله تعليم را به کلمات عاليه و صاحبان علم ( علماء ) را به مقامات بلند موصوف نموده است.
( يرفع الله الذين آمنوا منکم ولذين اوتوا العلم درجات، والله بما تعملون خبير ) آيت ۱۱ سورة المجادلة.
ترجمه: خداوند عزت رفعت می بخشد آنانی را که ايمان آورده اند از شما، و آنانی را که صاحبان علم اند درجات بلند عاليه و خداوند به آنچه که ميکنيد دانا است.

حضرت محمد «ص» می فرمايد:
( و من سلک طريقا يلتمس فيه علماً سهل الله له طريقاً ﺇلی الجنة ) رواه مسلم – عن ابی هريرة «رض»
ترجمه: هر کسيکه در طلب علم ( شرعی ) قدم را گذارد. خداوند برايش راه را بسوی بهشت آسان می گرداند.
و حضرت محمد «ص» نيز در حديث ابی هريرة «رض» می فرمايد:
( ﺇذا مات ابن آدم انقطع عمله ﺇلا من ثلاث: صدقة جارية، او علم ينتفع به، او ولد صالح يد عوا له )
ترجمه: اگر اولاد آدم وفات شود، عملش قطع می گردد مگر از سه چيز: ۱- صدقه جاريه .. (مانند: خانه، مدرسه، مسجد، باغ، سرک، پل و غيره.) که از آن مسلمانان مستفيد شوند. ۲- علم نافع .. (مانند: خطابت، کتابت، کست، آموزش علم، و پخش نمودن آن به وسيله ای از وسايل عصر، ...) ۳- فرزند صالح که دعاء گوی او باشد.
از انس رضی الله عنه روايت است که رسول الله «ص» فرمودند:
(من خرج فی طلب العلم فهو فی سبيل الله حتی يرجع) و اين حديثی حسن در ترمذی موجود است.

برادران و خواهران مسلمان
از همه آرزو دارم که در رابطه ای پخش نمودن کلمه حق، و نشر دين اسلام، هر يک به اندازه وسع و توان فکری، مالی، و وقتی خود سهم بگيريم تا بتوانيم از اين وسيله ارطباتی عصری – انترنت – با هم به افهام و تفهيم سالم، صالح و مثبت رسيده بتوانيم و باعث تشويق يکديگر در راه تعقيب نمودن اسلام قرار گيريم. و رابطه بيشتر خود را در چوکات فکری، معرفت صداقت، برادری و همکاری با هم ثابت و محکم داريم. باز هم شکر و ستايش خداوند متعال باشد، که اين صفحه – انترنت – به اسلام تخصيص داده شده است. و به اين وسيله از مزايا و مواصفات نيک اسلام همه مستفيد می شويم.
و اميد که در راه خداوند متعال خالصانه قدم گذاريم. و اميد که خداوند بزرگ اجر بی پايان را نصيب کارکنان اين صفحه تقديم دارد .. و اين عمل صالح شانرا صدقه جاريه به شمار رساند. و در ميزان حسنات شان مضاعف گرداند. و در خاتمه خود و شما را به تقوی داری خداوند جليل وصيت می نمايم.. و اميد که هر فرد ما و شما آيت - ۲۲ – سوره فصلت را در مقدمه اعمال دعوتی خويش سرمشق قرار دهيم
« و من احسن قولا ممن دعا ﺇلی الله و عمل صالحا و قال ﺇننی من المسلمين » ترجمه: و کيست نيکو تر در سخنهايش از آنکسيکه دعوت می نمايد (مردمانرا) بسوی الله، و عمل صالح را بر پا می دارد (يعنی از خود شروع می نمايد) و می گويد که من از مسلمانم. بلی دعوت نمودن يک عمل خيلی خوب و درست است، ولی لذت دعوت بيشتر می باشد اگر انسان عمل صالح را از خود شروع نمايد و به افتخار فکراً و قلباً بگويد که من مسلمانم.
جزاکم الله خيراً.. و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته

23:12 - 2007/2/27 - نظرات {0} - نظرشما


خطبه های نمازجمعه : محرم ماه شهادت حضرت عمر فاروق و حسين رضي‌الله‌عنهما

صفحات وبلاگ: اخلاق اسلامی
                                                                                                   
شيخ‌الاسلام مولانا عبدالحميد امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان در خطبه‌هاي جمعه 6/بهمن/1385 مقارن با ششم محرم 1428 هـ.ق از دو شخصيت برجسته تاريخ اسلام كه در ماه محرم به شهادت رسيدند ياد كرد و سپس به بيان موقف اهل‌سنت در مورد عزاداري پرداخت.

وي گفت: اول ماه محرم مصادف است با شهادت خليفه دوم حضرت عمر رضي‌الله‌عنه؛ و در دهم محرم شهادت سيدنا حسين رضي‌الله‌عنه اتفاق افتاده است.

خطيب اهل‌سنت زاهدان افزود: حضرت عمر شخصيتي بود كه حضرت رسول اكرم صلي‌الله‌ عليه وسلم براي اسلام آوردن ايشان دعا فرمودند. در روزهاي آغازين دعوت اسلامي، در حالي كه پيامبر اسلام و مسلمانان با مصائب و مشكلات سختي مواجه بودند و به صورت مخفيانه به عبادت مي‌پرداختند، پيامبر اكرم صلي‌الله عليه وسلم به درگاه پروردگار چنين دعا كرد: بارالها اسلام را با عمر بن خطاب يا عمرو بن هشام ياري فرما. اين دعا مورد قبول واقع شد و حضرت عمر شكار دعاي آن‌حضرت صلي‌الله عليه وسلم شد.


حضرت عمر كه با تحريك مشركان مكه به قصد به شهادت رساندن حضرت رسول صلي‌الله عليه وسلم حركت كرده بود، چنان در مسير رسيدن به محل اقامت آن‌حضرت صلي‌الله عليه وسلم منقلب گشت كه با ديدن حضرت رسول‌الله صلي‌الله عليه وسلم به قدمهاي ايشان افتاد و گفت به من كلمه شهادت بياموزيد. پيامبر اسلام پس از تعليم كلمه شهادت، دست مباركش را بر سينه حضرت عمر كشيدند و چنين دعا كردند: بارالها هر چه بغض و كينه در سينه عمر است آنها را بيرون بياور......

ادامه سخنان این عالم جلیل القدر را  از قسمت پایین که نوشته شده ادامه مطلب بخوانید

اما  این سخان هم خالی از لطف نیست


خطيب جمعه اهل‌سنت زاهدان در پايان به بحثي كه در كنفرانس تقريب و گفت‌وگو بين مذاهب اسلامي در دوحه پايتخت قطر اتفاق افتاده بود اشاره كرد و گفت: در پايان به مطلبي كه در يكي سايت‌هاي اينترنتي آمده بود اشاره مي‌كند. هفته گذشته كنفرانسي براي بحث پيرامون راههاي علمي تقريب بين مذاهب اسلامي در دوحه پايتخت قطر با حضور علماي برجسته جهان اسلام برگزار شد. يكي از علماي عرب شركت‌كننده در اين كنفرانس سؤالي را از يكي علماي طراز اول شيعه و از شخصيتهاي برجسته ايراني كه در زمينه تقريب مذاهب اسلامي در تهران كار مي‌كند پرسيده است كه چرا اهل‌سنت تهران مسجدي در تهران ندارند و اجازه ساخت مسجد به آنها داده نمي‌شود؟ ايشان در جواب با استفاده از صيغه جمع گفته است كه برادران اهل سنت در تهران مساجد دارند! در حالي كه حقيقت غير از اين است؛ اين خبر خيلي مرا تكان داد و من سخت از ايشان گلايه‌مند هستم.
بنده ايشان را مي‌شناسم، با ايشان تماس خواهم گرفت و از اين پاسخ گلايه خواهم كرد. ساخت مسجد اهل‌سنت در تهران يكي از انتظارات مسلمانان ديگر كشورهاي اسلامي و جامعه اهل سنت ايران است. چرا در ام‌القري و پايتخت ايران در يك نظام اسلامي اجازه ساخت مسجد به اهل‌سنت داده نمي‌شود. واقعا اين يك ضعف بزرگ براي مسئولين نظام است.
اگر اهل‌سنت مسجدي در تهران داشته باشند چه ضرري دارد؛ به خدا قسم نه ضرري براي شيعه دارد نه براي حكومت. بلكه وجود مسجد اهل‌سنت در تهران مايه عزت و نقطه قوتي براي نظام جمهوري اسلامي است.
اگر چنين شود ديگر كسي نمي تواند چنين سؤالي را در حضور هيئت‌هاي ايراني در خارج مطرح كند. براي مردم كشورهاي ديگر اسلامي اين سؤال همواره مطرح است كه چرا در تهران كليسا و معبد براي نصاري و يهود وجود دارد، اما مسجدي مختص اهل‌سنت وجود ندارد. اين ضعف بزرگي است، مسؤلين نظام جمهوري اسلامي كه ديگران را به وحدت فرامي‌خوانند چرا اين ضعف را بر طرف نمي‌كنند.
ما زماني مي توانيم به وحدت و انسجام واقعي و عملي دست يابيم و خاري در چشم دشمنان اسلام باشيم كه وحدت ما واقعي و عملي باشد. كسب رضايت جامعه اهل‌سنت براي نظام كسب رضايت خداوند خواهد بود و اين باعث سربلندي جامعه شيعه و نظام جمهوري اسلامي در جهان اسلام خواهد شد. نگذارند كه افراطيون در حكومت اثر بگذارند.
خدا مي‌داند كه ما خيرخواهانه مسائل را مطرح مي‌كنيم. برادران اهل‌سنت كه در تهران نماز جمعه را در مدرسه پاكستانيها برگزار مي‌كردند دوماه است سرگردان هستند و نتوانستند جايي را به صورت كرايه براي اداي نماز جمعه تهيه كنند. از مسئولين نظام مي خواهيم كه ما را در انجام مسئوليت ديني‌مان ياري كنند؛ ما و همه علما نسبت به مسائل ديني در قبال مردم مسئوليت داريم.

به نقل از سایت سنی انلاین

08:44 - 2007/2/14 - نظرات {0} - نظرشما


درباره وبلاگ‌
قران وسنت
صفحه اول
درباره من
آلبوم عکسها
آرشیو
صفحه خانگی من
بهعنوان علاقه مندیها
مدرسه علوم اسلامی بندرلنگه
دارالعلوم زاهدان (مسجد مکی)
الله اکبر
کتابهای اهل سنت
مجمع قرآن سنندج
راه سنت
اهل سنت جنوب
مسجد نور اروميه
اسلام آنلاین
اصوات مذ هبی
اهل سنت سلماس وحومه
راشدین
سنی مهربان است
ژینگه
مدرسه صلاح الدین ایوبی ارومیه
روچنه
مکتب فرآن کردستان
ندای اسلام

فهرست موضوعات
 قران
 نماز
 کتاب خانه
 ایمان
 اخلاق اسلامی
 اخبار
 توحید
 تزکیه نفس
 حج
 رمضان
 سنت

تلاوت قرآن کريم به روايت حفص از عاصم

- قاری :محمد عبدالحكيم سعيد العبدالله


مدیران ویبلاگ
kamel


جستجو



تقیوم یادداشتها
«  December 2008  »
MonTueWedThuFriSatSun
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031 


آخرمطالب
- بێ ناو
- اعلام آمادگي کامل علماي اهل سنت براي مناظره با آيت الله مکارم شيرازي
- كيفيت بيعت حضرت علي با ابوبكر
- توصیف دوزخ از زبان قرآن و سنت
- نشست علمای برجسته اهل سنت در دارالعلوم زاهدان
- حــكمت مـــــرگ
- چنانچه مشکلات پیش آمده حل نشود ما شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری را مورد بررسی قرار خواهیم داد
- اعتکاف، پالایش روح و روان
- مصاحبه سنی آنلاين با مولانا عبدالحمید
- بازداشت موقت مولانا احمد نارویی
- نامه مجمع نمایندگان اهل سنت مجلس به رییس جمهوری اسلامی
- سنی انلاین فیلتر شد؟
- بر حفظ آزادی مذهبی جامعه اهل‌سنت ایران تأکید داریم
- توهین کارگردان سریال یوسف پیامبر به اهل سنت
- بێ ناو
- تنها مسجد اهل‌سنت شهر فاضل آباد گلستان پلمپ شد
- تحریک احساسات مذهبی و درگیری در زاهدان
- مقالات بسیار جالب وخواندنی
- نباید در مسائل مذهبی اهل‌سنت دخالتی صورت گیرد
- اسرار پشت پرده ى اقدامات تحريک آميز پاپ عليه اسلام
- «هــوٰى» یا «هــدٰى» در کلام وحى
- ویژگیهای گفتمان اسلامی معاصر
- نيروهاي اطلاعات ماموستا حسن زارعي و ماموستا ايوب گنجي را با خود بردند؟
- بازداشت مولوی عبدالعلی خیرشاهی
- اعدام دو روحانی اهل‌سنت در زاهدان
- برخی از مشكلات دانشجویان اهل‌سنت
- بهترين مقالات به نقل از اهل سنت جنوب
- افتتاح رادیوی فارسی عربستان را به همه شما تبریک عرض میکنیم
- اهل بیت ازخوددفاع می کند
- گفتگویی آرام با دكتر محمد حسينى قزوينى
- نفاق بزرگترین آفت و بیماری در زندگی انسان است
- پوزش و اعتذار مجله "خانواده سبز"
- قرائت بزی وقنبل عن ابن کثیر-قاری:محمد عبدالحكيم سعيد العبدالله
- مفاهیم بنیادین ایمان
- گمنامان کربلا
- سبب نامگذاري عاشورا به اين اسم
- روزه عاشورا، برای حرفه ای ها!
- سيماى ابراهيم خليل در قرآن
- تحلیل حدیث غدیر
- آقای قزوینی مجری افتراق ملی در سال اتحاد ملی

عنوان
آمار :
RSS


Powered By kurdblogger