قران وسنت

كيفيت بيعت حضرت علي با ابوبكر

صفحات وبلاگ: ایمان

به نام خالق هستي




آنچه اكثر تواريخ بر ان متفق اند آن است كه حضرت علي از بيعت كراهت داشت و تا مدتي متوقف ماند و پس از آن به شرحي كه خواهد آمد بيعت كرد و آن ظاهرا پس از وفات حضرت فاطمه بود.


در تاريخ طبري (تاريخ الامم و الملوك ، ج2، ص 447، چاپ 1357 قمري) امده كه مردي به زهري گفت: مگر نه اينست كه علي تا 6 ماه با ابوبكر بيعت نكرد و زهري گفت: نه او و نه احدي از بني هاشم بيعت نكردند تا علي بيعت نمود زيرا علي همينكه ديد مردم به او روي نياوردند ناگزير با ابوبكر مصالحه كرد، لذا به نزد ابوبكر كس فرستاد كه به نزد ما بيا اما كسي با تو نباشد، چون دوست نداشت عمر با او بيايد زيرا شدت و غلظت عمر را مي دانست.


عمر به ابوبكر گفت: تو خود به تنهايي مرو، اما وي پاسخ داد به خدا سوگند تنها نزدشان مي روم، تصور مي كني كه آنان چه خواهند كرد؟ و بر علي وارد شد در حاليكه بني هاشم همگي در نزد آن حضرت بودند، پس علي بر پا خاست و خداي را به آنچه سزاوار اوست حمد و ثنا گفت آنگاه فرمود:  اي ابوبكر ما را انكار فضل تو مانع بيعت نشد و نيز به چيزي كه خدا به سوي تو سوق داد رشك نبرديم وليكن ما چنان مي بينيم كه در اين امر ما را نيز حقي است كه شما مستبدانه بدان دست برديد . آنگاه ان حضرت قرابت خود را نسبت به رسول خدا و حقي كه از آن ايشان است يادآور شد و پيوسته آنها را مي گفت تا ابوبكر به گريه درآمد و چون علي خاموش شد ابوبكر تشهد گفت و خدا را حمد و ثنا كرد و انگاه گفت: سوگند به خدا قرابت رسول خدا در نزد من محبوبتر از آن است كه من خويشاوندان خود را صله كنم و من به خدا سوگند مي خورم كه اين اموالي را كه بين من و شما است آن را جز به خير حيازت نكردم زيرا از رسول خدا شنيدم مي فرمود: ما ارث نمي گذاريم و آنچه از ما باقي ماند، صدقه است و همانا آل محمد نيز از اين مال مي خورند و من به خدا پناه ميبرم و يادآور امري نمي شوم كه محمد(ص) آن را انجام داده باشد جز اينكه من نيز آن را ان شاء الله انجام دهم.


ادامه مطلب...

12:37 - 2008/10/26 - نظرات {3} - نظرشما


حــكمت مـــــرگ

صفحات وبلاگ: ایمان
  • دکتر یوسف قرضاوی
  • ترجمه : پایگاه اطلاع رسانی احیاء
  • دكتر يوسف قرضاوي از يكي از خوانندگان سؤالي را دريافت كرد با اين عنوان:
  • از شما خواهشمندم كه حكمت مرگ را تبيين كنيد و اينكه چرا مردم مي ميرند؟ در يكي از روزنامه هاي عربي از يك نويسنده اي كه مادربزرگ و دوستش فوت كرده بود خواندم كه در مقاله ي خود منكر مرگ بود و هيچ چيزي درباره ي حكمت آن نمي دانست و مي گفت مرگ از آن كساني است كه وقتي براي آنها اتفاق مي افتد مي گويند كه آن سنت خداوند در زندگي است و مي گفت كه اين توجيه فلسفه بافي گمراهان است.
ادامه مطلب...

10:15 - 2008/10/5


اعتکاف، پالایش روح و روان

صفحات وبلاگ: ایمان

اعتکاف، پالایش روح و روان ماه مبارک رمضان رو به پایان است، خوش نصیب‌اند آنانی ‌که با بهره‌گیری از ماه مبارک رمضان و اندوختن توشه‌ای ازاعمال صالحه، خود را برای دیدار خداوند متعال آماده ساخته‌اند.

فضیلت و برتری ماه مبارک رمضان بر همگان واضح و مبرهن است و جالب اینکه ثواب عبادات جانی و مالی دراین ماه، چندین برابر می شود.

 ماه رمضان در نزد مسلمانان نسبت به ماههای دیگر از جایگاه خاصی برخوردار بوده و دارای محبوبیت ویژه‌ای می‌باشد. دراین ماه بسیار محترم و مبارک، مسلمانان برای اصلاح و تزکیه نفس، و رسیدن به معرفت الهی کوشش فراوانی از خود به نمایش می‌گذارند و آن را با انجام عبادتهایی مانند: روزه، تلاوت قرآن، صدقه، برپایی نمازهای تراویح و ختم کلام الله مجید سپری می‌نمایند، به طوری که مساجد مسلمانان در این ماه مبارک مملو از نمازگزار است که اکثر آنان را قشر جوان تشکیل می‌دهند.

ادامه مطلب...

10:54 - 2008/9/26 - نظرات {0} - نظرشما


ویژگیهای گفتمان اسلامی معاصر

صفحات وبلاگ: ایمان




به قلم: دکتر یوسف قرضاوی

ترجمه از: احمد عباسی

 اهتمام به معنویات و کوتاهی نکردن در مادیات

یکی دیگر از ویژگیهای گفتمان اسلامی دوران جهانی سازی این است که به روحانیت ومعنویت که اساس وهسته دین است فرا می خواند، ولی در همان حال جنبه مادی زندگی را نادیده نگرفته و آن را به عنوان کردار پلید شیطان و متزلزل کننده توازن معنوی انسان به حساب نمی آورد. چراکه خداوند انسان را با طبیعتی دوگانه:مشتی گل و پرتوی از روح خود آفریده است، این نسیم الهی است که وی را از سایر جانداران متمایز ساخته و شایستگی کرنش بزرگداشت فرشتگان را از آن خود ساخت ( إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِینٍ. فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ ) ص/71،72 [ آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت من بشرى را از گل خواهم آفرید. پس چون او را [کاملا] درست کردم و از روح خویش در آن دمیدم سجده‏کنان براى او [به خاک] بیفتی ] چنانکه مشت گل نیز او را شایسته آباد نمودن و تعامل با زمین ساخته است.

ادامه مطلب...

14:52 - 2008/4/13 - نظرات {0} - نظرشما


نفاق بزرگترین آفت و بیماری در زندگی انسان است

صفحات وبلاگ: ایمان
  

انسان مسلمان باید هوشیار باشد تا گرفتار آفات دینی نشود. یکی ازاین آفات نفاق است.خداوند از کفار تا این حد ناراضی نیست که از منافقین ناراضی است. دروغ که یکی از بدترین شیوه‌ها و عادتها است و نزد همه تمدنها منفور است یکی از علائم منافقین است. وعده خلافی و خیانت در امانت نیز دو ویژگی دیگر انسانهای منافق هستند.

ادامه مطلب...

08:39 - 2008/2/26 - نظرات {0} - نظرشما


اشاره‌هاي پيامبر به خلافت ابوبكر

صفحات وبلاگ: ایمان

اشاره‌هاي پيامبر به خلافت ابوبكر

1 ـ از عايشه -رضی الله عنها- روايت است كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در بيماري‌اش گفت: «ابوبكر را بگوييد كه پيش‌نماز مردم شود»[1].

2 ـ از جبير بن مطعم روايت است كه گفت: زني نزد پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- آمد و پيامبر به او گفت كه دوباره برگرد، زن گفت: اگر آمدم و شما را نيافتم – گويا منظورش مرگ بود- پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: اگر مرا نيافتي پيش ابوبكر بيا[2].

3 ـ از عايشه -رضی الله عنها- روايت است كه گفت: پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در بيماري‌اش به من گفت: «ابوبكر و برادرت را پيش من فرا بخوان تا نوشته‌اي بنويسم، زيرا من مي‌ترسم كه كسي آرزو كند و بگويد: من سزوارترم، و حال آن كه خدا و مؤمنان كسي جز ابوبكر را نمي‌پذيرند»[3].

دچار ترديد شدند به خصوص وقتي كه اطلاع يافتند كه بسياري از عرب‌ها مرتد شده‌اند. اما ابوبكر صديق براي فرستادن لشكر پا فشاري مي‌كرد و مي‌گفت: سوگند به خدا گرهي را كه پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- بسته است باز نمي‌كنم گرچه پرندگان و درندگان اطراف مدينه ما را بربايند، و حتي اگر سگ‌ها پا‌هاي همسران پيامبر را بكشند من لشكر اسامه را روانه خواهم كرد، او لشكر را روانه كرد و افرادي را بر گماشت تا اطراف مدينه از آن پاسداري كنند. حركت لشكر در اين وقت يكي از بزرگترين مصلحت‌ها بود، چون آنها از كنار هر محله‌اي از محله‌هاي عرب‌ها مي‌گذشتند. اهالي آن جا از آنها مي‌ترسيدند و مي‌گفتند: چنين لشكري از ميان قومي آمده كه قدرتمنداند و به شدّت محافظت مي‌شوند، لشكريان اسامه چهل روز يا هفتاد روز ماندند و سپس سالم و به همراه غنيمت به مدينه بازگشتند.


[1]- بخاری کتاب الاذان باب اهل العلم والفضل أحق بالإمامه حدیث 646.

[2]- بخاری حدیث 3659 و مسلم حدیث 2386.

[3]- مسلم کتاب فضائل الصحابه حدیث 2387 و بخاری 5666

بر گرفته از کتاب:

نگرشي نو به تاريخ صدر اسلام

10:13 - 2007/10/24 - نظرات {0} - نظرشما


شخصيت باعظمت پاره ي تن رسول الله حضرت فاطمه رضي الله عنها

صفحات وبلاگ: ایمان

شخصيت باعظمت پاره ي تن رسول الله حضرت فاطمه رضي الله عنها

 

فاطمه‌ زهرا، پاره‌ تن‌ محمد مصطفي‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) و همسر با وفاي‌ علي‌ مرتضي، و مادر فرزانه‌ حسين‌، شهيدكربلا و حسن‌ مجتبي، سرور زنان‌ بهشت‌ و گل‌ سر سبد اهل‌ بيت‌، پيكر صبر و استقامت‌ و مظهر حجاب‌ و عفت‌.

 نام‌ و نسب‌:

فاطمه، بنت‌ محمد(صلي‌الله عليه‌وسلم‌). بن‌ عبدالله بن‌ عبدالمطلب‌ هاشمي‌ قريشي‌.

فاطمه‌(رضي‌ الله عنها) لقبهاي‌ متعددي‌ دارد كه‌ همه‌ آنها نمايانگر صفات‌ و سجاياي‌ ملكوتي‌ اوست‌. مانند: صديقه‌، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه‌، مرضيه (اليماني، محمد عبده، إنها فاطمة الزهرا. ص: 28، دمشق 1418 هـ 1998 م). دو صفت‌ از صفتهاي‌ بارز او «زهرا» و «بتول‌» مي‌باشد؛ بدان‌ جهت‌ او را زهرا لقب‌ دادند كه‌او گُل‌ محمد(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) بشمار مي‌آمد، و برخي‌ گفته‌اند: بخاطر روشني‌ و سپيدي‌ چهره‌اش‌ او را زهرا لقب‌ داده‌اند (همان کتاب، ص: 28).

جعفر بن‌ محمد(رحمه‌الله) مي‌فرمايد: من‌ از ابو عبدالله پرسيدم‌ كه‌ چرا فاطمه‌ را زهرا لقب‌ داده‌اند؟ ايشان‌ فرمود: زيرا هرگاه‌او به‌ عبادت‌ مي‌ پرداخت‌ در ميان‌ اهل‌ آسمان‌ چنان‌ مي‌درخشيد كه‌ ستارگان‌ براي‌ اهل‌ زمين‌ مي‌درخشند (همان کتاب، ص: 28) و او را بتول‌مي‌ناميدند بخاطر ويژگي‌اش‌ بر ساير زنان‌ در زيبايي‌، بزرگواري‌ و عزت‌ نفس‌، يا بخاطر قطع‌ تعلقش‌ از مردم‌ بسوي‌ الله عزوجل‌، (همان کتاب، ص: 28) و علامه‌ مرتضي‌ زبيدي‌ مي‌گويد: فاطمه‌ را بخاطر آنكه‌ مقام‌ و منزلتش‌ نزد خداوند همانند مريم‌ بود، بتول‌ناميدند (زبيدي، مرتضي، تاج العروس ج 7، ص: 330، مصر، المطبعة الخيرية 1306هـ)؛ و شگفت‌تر از همه‌ كنيه‌ «اُم‌ِّ أبيها» (عسقلاني، احمد بن حجر، الاصابة في تمييز الصحابة، ص: 365، دار الکتاب العربي بيروت) مي‌باشد، يعني‌: مادر پدرش‌، كه‌ نشان‌ دهنده‌ علاقه‌ بسيار زيادفاطمه‌(رضي‌الله عنها) است‌ به‌ پدر بزرگوارش‌ و اينكه‌ با همه‌ كمي‌ سن‌، از آغاز كودكي‌، پناهگاه‌ معنوي‌ و تكيه‌گاه‌ روحي‌ ـ بعداز خداوند متعال‌ ـ مانند خديجه‌ براي‌ پدر بزرگوارش‌ بوده‌ است‌.

 ولادت‌:

درباره‌ تاريخ‌ ولادت‌ حضرت‌ فاطمه‌(رضي‌ الله عنها) اختلاف‌ روايات‌ وجود دارد. در روايتي‌ آمده‌ كه‌ در سال‌ يكم‌ بعثت ‌متولد شد (همان مرجع ج4، ص 365). حضرت‌ عباس‌(رضي‌الله عنه‌) مي‌فرمايد: پنج‌ سال‌ قبل‌ از بعثت‌، درست‌ زماني‌ كه‌ تعمير خانه‌ كعبه‌ در دست‌ انجام‌بود متولد شده‌ است‌.(ابن سعد، الطبقات الکبري ج: 8 ص 26 دار بيروت چاپ 1405هـ 1985م)

 فضايل‌ و مناقب‌:

در روايات‌ مختلف‌ و به‌ مناسبت‌هاي‌ گوناگون‌ در مورد ويژگيهاي‌ والاي‌ فاطمه‌ نقل‌ شده‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌)فرمود: «نزل‌ ملك‌ من‌ السما´ء فاستأذن‌ الله أن‌ يسلِّم‌ علي ‌َّ، لم‌ ينزل‌ قبلها، فبشرني  أن‌ فاطمة‌ سيدة‌ نسا´ء أهل‌ الجنة‌» (شيباني، احمد بن حنبل، مسند ج 5، ص 391، دار الفکر)

«فرشته‌اي‌ از آسمان‌ فرود آمد، از خداوند اجازه‌ خواست‌ تا بر من‌ سلام‌ دهد، آن‌ فرشته‌ قبل‌ از اين‌ فرود نيامده‌ بود، و به‌من‌ بشارت‌ داد كه‌ فاطمه‌ سيده‌ و سرور زنان‌ بهشت‌ است‌

در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) فرمود:

«فاطمه‌ بضعة‌ منّي‌، فمن‌ أغضبها، أغضبني‌»  (بخاري، محمد بن اسماعيل، الجامع الصحيح، ج 4، ص 579، شماره حديث: 3714، دار الکتب العلمية، 1412هـ، 1992م) «فاطمه‌ پاره‌ تن‌ من‌ است‌، هر كه‌ او را بيازارد مرا آزار داده‌ است‌

حضرت‌ عايشه‌(رضي‌ الله عنها) مي‌فرمايد: «ما رأيت‌ أحداً قط‌ أصدق‌ من‌ فاطمة‌ غير أبيها» (اصبهاني، ابونعيم، حلية الاولياء، ج 2، ص:42، بيروت، دار الکتاب العربي 1407 هـ 1987م) «من‌ هيچ‌ كسي‌ را راستگوتر ازفاطمه‌ غير از پدر بزرگوارش‌ نديدم‌»

شاعر و متفكر مشرق‌ زمين‌، علامه‌ محمد اقبال‌ لاهوري‌(رحمه‌الله) صفات‌ والا و ويژگيهاي‌ اخلاقي‌ حضرت‌ فاطمه‌زهرا(رضي‌الله عنها) را در قالب‌ اشعاري‌ چنين‌ سروده‌ است‌:

مريم‌ از يك‌ نسبت‌ِ عيسي‌ عزيز              از سه‌ نسبت‌، حضرت‌ زهرا عزيز

نور چشم‌ رحمـــــــة‌ للــعالمين‌              آن‌ امـــــام‌ اوّليـــــن‌ و آخـريــــــن‌

بانوي‌ آن‌ تاجــــدار اهــل‌ اتـي‌               مرتضــــي‌، مشكل‌ گُشا، شيـر خدا

مـــادر آن‌ مركــز پرگار عشق‌               مـــــادر آن‌ كاروان‌ ســالار عشق‌

مــــزرع‌ تسليم‌ را حاصل‌ بتول               مــــــادران‌ را اُسوه‌ كامــل‌ بتـول‌

بهرمحتاجي‌ دلش‌ آنگونه‌ سوخت           با يـــهودي‌ چادر خود را فروخت‌

نــوري‌ و هم‌ آتشي‌ فرمانبرش‌              گُم‌ رضايــش‌ در رضاي‌ شوهرش‌

آن‌ ادب‌ پــرورده‌ صبر و رضا             آسيـــا گـــردان‌ و لــب‌ قـــرآن‌ سرا

گريــه‌هــاي‌ او زبالين‌، بي‌ نياز             گــــوهر افشـــاندي‌ بـــدامــان‌ نماز

اشك‌ او برچيد جبريل‌ از زمين‌            همچو شبنم‌ ريخت‌ بر عرش‌ برين‌

(لاهوري، محمد اقبال، کليات، ص: 103 انتشارات کتابخانه سنائي 1370هـ. ش تهران)

 بينش‌ و فهم‌ دين‌:

فاطمه‌ زهرا(رضي‌ الله عنها) كه‌ در خانه‌ بزرگترين‌ معلم‌ انسانيت‌ تربيت‌ يافته‌ و علوم‌ و معارف‌ الهي‌ را از سرچشمه‌ نبوت‌ فراگرفته‌ بود. از فهم‌ و بينش‌ خاصّي‌ نسبت‌ به‌ دين‌ برخوردار بود؛ او تنها كسي‌ است‌ كه‌ از ميان‌ دختران‌ پيامبر(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) به‌روايت‌ حديث‌ پرداخته‌، در نتيجه‌ 18 روايت‌ در كتابهاي‌ حديث‌ از وي‌ نقل‌ شده‌ كه‌ حضرت‌ علي‌، حضرت‌ حسن‌، حضرت‌حسين‌، حضرت‌ انس‌، حضرت‌ عايشه‌، حضرت‌ ام‌ كلثوم‌، ام‌ رافع‌ و حضرت‌ سلمي‌(رضي‌الله عنهم‌)  آنها را روايت‌ كرده‌اند.(عسقلاني، احمد بن حجر، الاصابة في تمييز الصحابة ج، ص 365، دار الکتب العربي بيروت)

حضرت‌ انس‌(رضي‌الله عنه‌) روايت‌ مي‌كند كه‌ باري‌ رسول‌ اكرم‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) پرسيدند: «چه‌ صفتي‌ براي‌ زنان‌ خوب‌است‌؟» ما نتوانستيم‌ پاسخ‌ بدهيم‌. حضرت‌ علي‌(رضي‌الله عنه‌) نزد فاطمه‌(رضي‌الله عنها) رفت‌ و او را باخبر ساخت‌؛ فاطمه‌(رضي‌الله عنها) فرمود: «چرا نگفتي‌ بهترين‌ صفت‌ براي‌ زنان‌ آن‌ است‌ كه‌ مردان‌ را نبينند و نه‌ مردان‌ آنان‌ را ببينند

علي‌(رضي‌الله عنه‌) بي‌ درنگ‌ نزد پيامبر(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) بازگشت‌ و آن‌ حضرت‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) را پاسخ‌ داد؛پيامبر(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) فرمود: «چه‌ كسي‌ چنين‌ پاسخي‌ به‌ تو آموخته‌؟» علي‌(رضي‌الله عنه‌) فرمود: «فاطمه‌؛»پيامبر(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) فرمودند: «او پاره‌ تن‌ من‌ است‌» (اصبهاني، ابونعيم، حلية الاولياء ج2، ص:40)

 ازدواج‌ با علي‌(رضي‌الله عنه‌)

بنابر روايات‌ مستند حضرت‌ فاطمه‌(رضي‌ الله عنها) در سن‌ 18 سالگي‌ در ماه‌ ذي‌ الحجه‌ در سال‌ دوم‌ هجري‌ با حضرت‌علي‌(رضي‌الله عنه‌) ازدواج‌ كردند.

برخي‌ از علماي‌ تشيع‌ و تسنن‌ به‌ همكاري‌ حضرت‌ ابوبكر و حضرت‌ عمر(رضي‌ الله عنهما) در امر ازدواج‌ حضرت‌علي‌(رضي‌الله عنه‌) تصريح‌ نموده‌اند كه‌ بيان‌ اين‌ مطلب‌، دلالت‌ بر ارتباط‌ تنگاتنگ‌ و نشانه‌ دوستي‌ ميان‌ آن‌ بزرگواران‌ است‌.

ملا محمد باقر مجلسي‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد:

«شيخ‌ طوسي‌ با سند معتبر از امير المؤمنين‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ نزد من‌ آمدند ابوبكر و عمر، گفتند: چرا بنزد حضرت‌رسول‌ اكرم‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) نميروي‌ كه‌ فاطمه‌ را خواستگاري‌ نمايي‌؟ من‌ رفتم‌ بخدمت‌ آن‌ حضرت‌، چون‌ نظر مباركش‌ به‌من‌ افتاد، خندان‌ شد و فرمود: براي‌ چه‌ آمده‌اي‌، ابوالحسن‌! حاجت‌ خود را بيان‌ كن‌. پس‌ من‌  به‌ خدمت‌ آن‌حضرت‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) گفتم‌: «يا رسول‌ الله! استدعا مي‌نمايم‌ كه‌ فاطمه‌ را به‌ من‌ تزويج‌ كني‌» (مجلسي، ملا محمد باقر، جلاء العيون، ص: 113، فصل پنجم در بيان تزويج امير المؤمنين و حضرت فاطمه، تهران، مؤسسه انتشارات قم) رسول‌اكرم‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) رضايت‌ فاطمه‌(رضي‌الله عنها) را جويا شدند، حضرت‌ فاطمه‌ سكوت‌ اختيار كردند. اين‌ سكوت‌ در واقع‌اعلام‌ رضايت‌ بود؛ رسول‌ الله(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) از حضرت‌ علي‌(رضي‌الله عنه‌) پرسيدند براي‌ مهريه‌ چه‌ داري‌؟ حضرت‌ علي‌فرمود: «هيچ‌ ندارم‌»، رسول‌ الله(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) فرمودند: «آن‌ زرهي‌ كه‌ در جنگ‌ بدر به‌ دست‌ شما افتاده‌ بود كجاست‌؟»فرمود: «در خانه‌ است‌» رسول‌ الله(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) فرمودند: «همان‌ كافي‌ است‌»

حضرت‌ علي‌(رضي‌الله عنه‌) آن‌ را در برابر 480 درهم‌ فروختند و مبلغ‌ را در اختيار رسول‌ الله(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) قرار دادند.رسول‌ الله(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) حضرت‌ بلال‌ را دستور دادند تا از بازار عطر و خوشبو بياورند. (اليماني، محمد عبده، انها فاطمة الزهرا، ص 160، المنار، دمشق 1418هـ 1998 م)

علاوه‌ بر زره‌، آنچه‌ كه‌ حضرت‌ علي‌ داشتند، عبارت‌ بود از يك‌ چرم‌ گوسفند و يك‌ چادر كهنه‌ يمني‌، حضرت‌علي‌(رضي‌الله عنه‌) همه‌ آنها را به‌ حضرت‌ فاطمه‌(رضي‌ الله عنها) اءهداء نمودند.

جهيزيه‌اي‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) به‌ سرور بانوان‌ بهشت‌ دادند، عبارت‌ بود از يك‌ عدد تخت‌، يك‌ بالش‌ چرمي‌ كه‌از پوشال‌ خرما پُر شده‌ بود، يك‌ كاسه‌ سفالي‌، دو عدد كوزه‌، يك‌ مشك‌ آب‌ و دو سنگ‌ آسياب‌ دستي‌. (کحاله، عمر رضا، اعلام النساء في عالمي العرب و الاسلام، ج 4 ص: 110، بيروت، مؤسسه الرسالة 1404هـ 1984 م)

 فرزندان‌ حضرت‌ فاطمه‌(رضي‌ الله عنها):

حضرت‌ فاطمه‌ زهرا(رضي‌ الله عنها) داراي‌ پنج‌ فرزند بود، حسن‌، حسين‌، محسن‌، ام‌ كلثوم‌ و زينب‌(رضي‌الله عنهم‌) (ذهبي، شمس الدين محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء ج2، ص 119، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1414هـ 1992م)

محسن‌ در كودكي‌ وفات‌ كرد، حضرت‌ زينب‌، حضرت‌ حسن‌، حضرت‌ حسين‌ و ام‌ كلثوم‌ از شهرت‌ تاريخي‌ و جهاني‌برخور دارند.

لازم‌ به‌ يادآوريست‌ كه‌ نسل‌ پيامبر(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) فقط‌ از حضرت‌ فاطمه‌(رضي‌ الله عنها) پايدار ماند.

رسول‌ اكرم‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) حضرت‌ حسن‌ و حضرت‌ حسين‌ را فوق‌ العاده‌ دوست‌ مي‌داشت‌ و مي‌فرمود: «هما ريحانتاي ‌من‌ الدنيا» (بخاري، محمد بن اسماعيل، الجامع الصحيح، ج4، ص 588، شماره حديث: 3753. بيروت دار الکتب العلمية، 1414هـ 1992م) «آن‌ دو در دنيا، دو گل‌ خوشبوي‌ من‌اند»

روزي‌ رسول‌ اكرم‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) بر منبر تشريف‌ داشتند كه‌ ناگهان‌ حضرت‌ حسن‌ و حضرت‌ حسين‌ وارد مسجد شدند،پيامبر(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) از منبر پائين‌ تشريف‌ آورد، و هر دو را در آغوش‌ گرفت‌ و در مقابل‌ خويش‌ نشاند. (ترمذي، محمد بن عيسي، الجامع الصحيح، ج 5، ص: 354، شماره حديث 3776، دار الکتب العلمية)

 ازدواج‌ حضرت‌ عمر(رضي‌الله عنه‌) باام‌ كلثوم‌ دختر حضرت‌ علي‌(رضي‌الله عنه‌):

يكي‌ از حقايق‌ تاريخي‌ كه‌ علماي‌ تشيع‌ و تسنن‌ به‌ وقوع‌ آن‌ اعتراف‌ كرده‌اند، ازدواج‌ حضرت‌ عمر(رضي‌الله عنه‌) با ام‌ كلثوم‌دختر گرامي‌ حضرت‌ علي‌ و فاطمه‌ زهرا(رضي‌ الله عنهما) مي‌باشد.

علامه‌ ابوالفداء، اسماعيل‌ بن‌ كثير(رحمه‌الله) (متوفي‌ 774هـ.ق) مي‌فرمايد:

«عمر بن‌ خطاب‌ در زمان‌ خلافتش‌ با ام‌ كلثوم‌ دختر علي‌ ابن‌ ابي‌طالب‌ و فاطمه‌ ازدواج‌ نمود، و او را بيش‌ از حدّ مورداحترام‌ قرار داد و چهل‌ هزار درهم‌ مهريه‌، براي‌ او مقرّر فرمود، بخاطر آنكه‌ او از خاندان‌ پيامبر(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) بود» (دمشقي، اسماعيل بن کثير، البداية و النهاية ج7، ص 157، دار احياء التراث  العربي، 1408هـ 1988م)

علامه‌ محمد بن‌ جرير طبري‌(رحمه‌الله) (متوفي‌ 310هـ.ق) مي‌فرمايد:

«ام‌ كلثوم‌ دختر علي‌ ابن‌ ابي‌طالب‌ را كه‌ مادرش‌ فاطمه‌ دختر پيغمبر خدا بود به‌ زني‌ گرفت‌ و چنانكه‌ گفته‌اند: چهل‌ هزارمهر او كرد و زيد و رقيه‌ را از او آورد» (طبري، محمد بن جرير. تاريخ سبري، ترجمه ابو القاسم پاينده، ج 5 ص: 2035، انتشارات اساطير 1368 هـ. ش)

امام‌ ابوالفرج‌ عبدالرحمن‌ بن‌ جوزي‌(رحمه‌الله) (متوفي‌ 597هـ.ق) مي‌فرمايد:

«از فرزندان‌ حضرت‌ عمر، زيد اكبر و رقيه‌ هستند كه‌ مادرشان‌ ام‌كلثوم‌ دختر علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌(كرم‌ الله وجهه‌) كه‌ مادرش‌فاطمه‌ دختر رسول‌ الله(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) است‌.» (ابن جوزي، عبد الرحمان بن علي، المنتظم في تاريخ الامم و الملوک، ج 4 ص: 131، دار الکتب العلمية، 1412هـ 1992م)

امام‌ ابوالحسن‌، علي‌ بن‌ ابي‌ الكرم‌ مشهور به‌ ابن‌ أثير جزري‌(رحمه‌الله) (متوفي‌ 630 هـ.ق) مي‌فرمايد:

«حضرت‌ عمر با ام‌ كلثوم‌ دختر علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ كه‌ مادرش‌ فاطمه‌ دختر رسول‌ الله(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) بود، ازدواج‌ كرد،چهل‌ هزار درهم‌ مهريه‌ داد و دو فرزند به‌ نامهاي‌ رقيه‌ و زيد از او متولد شد» (جزري، ابن الاثير، علي بن ابي الکرم، الکامل في التاريخ، ج 2، ص: 450 دار الکتب العلمية 1407 هـ 1987 م)

حافظ‌ حديث‌ و محقق‌ مشهور، علامه‌ احمد بن‌ حجر عسقلاني‌(رحمه‌الله) (متوفي‌ 852هـ.ق) مي‌فرمايد:

«حضرت‌ عمر با ام‌ كلثوم‌ با مهريه‌ چهل‌ هزار درهم‌ ازدواج‌ نمود؛ زبير مي‌گويد: دو فرزند از او متولد شد، زيد و رقيه‌ وام‌كلثوم‌ و هر دو فرزندش‌ در يك‌ روز درگذشتند. (عسقلاني، احمد بن حجر، الاصابة في تمييز الصحابة ج 2، ص 468، دار الکتب العربي)

واقعه‌ ازدواج‌ حضرت‌ عمر(رضي‌الله عنه‌) با ام‌ كلثوم‌ را بسياري‌ از محدثين‌ و مورخين‌ اهل‌ سنت‌ در كتابهايشان‌ نقل‌ كرده‌اندكه‌ ما به‌ نقل‌ همين‌ مقدار بسنده‌ مي‌نمائيم‌، و حال‌ مي‌پردازيم‌ به‌ اظهار نظر برخي‌ از علماي‌ تشيع‌ در اين‌ باره‌:

مورخ‌ مشهور شيعي‌، (محمد ابراهيم آيتي، مترجم «تاريخ يعقوبي» در مقدمه تاريخ يعقوبي مي گويد: «واضح جد يعقوبي چنانکه دانسته شد از شيعيان فداکار اهل بيت بوده و جان خود را بر سر اين کار نهاده است، و در شيعه بودن يعقوبي نيز شبهه اي نيست و مواردي از تاريخ و جغرافياي وي بر اين مطلب گواه است» تاريخ يعقوبي، ج 1 صص 19-20) احمد بن‌ ابي‌ يعقوب‌ يعقوبي‌(متوفي‌ 284هـ.ق) مي‌فرمايد:

«و در اين‌ سال‌، عمر، ام‌كلثوم‌ دختر علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ را كه‌ مادرش‌ فاطمه‌ دختر پيامبر خدا بود از علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌خواستگاري‌ كرد. پس‌ علي‌ گفت‌: كه‌ او هنوز كودك‌ است‌، عمر گفت‌: آنچه‌ پنداشتي‌ نخواستم‌. ليكن‌ خود از پيامبر خداشنيدم‌ كه‌ فرمود: «كل‌ سبب‌ و نسب‌ ينقطع‌ يوم‌ القيامه‌ الا سببي‌ و صهري‌»

«هر بستگي‌ و خويشاوندي‌ در روز رستاخيز بريده‌ مي‌شود، جز بستگي‌ و خويشي‌ و دامادي‌ من‌»؛ پس‌ خواستم‌ كه‌ مرابستگي‌ و دامادي‌ با پيامبر خدا باشد؛ پس‌ او را به‌ زني‌ گرفت‌ و ده‌ هزار دينار بدو مهريه‌ داد» (يعقوبي، احمد بن ابي يعقوب، تاريخ يعقوبي، ترجمه محمد ابراهيم آيتي ج 2، ص 35 شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، 1366 هـ ش)

ابن‌ ابي‌ الحديد (عبد الحميد بن هبة الله بن محمد المدائني، معروف به ابن ابي الحديد. 586هـ 665هـ // ابن کثير وي را شيعه غالي مي داند، البداية و النهاية 13/233 // و در دائرة المعارف بزرگ اسلامي چنين آمده: «وي در اصول معتزلي و در فروع شافعي بود و گفته شده است که مشربي ميان تسنن و تشيع برگزيده بود» دائرة المعارف بزرگ اسلام 2/641) در «شرح‌ نهج‌ البلاغه‌» مي‌فرمايد:

«وجّه‌ عمر الي ملك‌ الروم‌ بريداً، فاشترت‌ ام‌كلثوم‌ امرأة‌ عمر طيباً بدنانير و جعلته‌ في  قارورتين‌ و أهدتهما الي‌ امراة‌ ملك‌ الروم‌،فرجع‌ البريد اليها و معه‌ مل‌ القارورتين‌ جواهر، فدخل‌ عليها عمر، و قد صبّت‌ الجواهر في‌ حجرها، فقال‌: من‌ أين‌ لك‌ هذا؟ فاخبرته‌،فقبض‌ عليه‌، و قال‌: هذا للمسلمين‌؛ قالت‌ كيف‌ و هو عوض‌ هدّيتي ! قال‌: بيني  و بينك‌ ابوك‌، فقال‌ علي‌ٌ(عليه‌السلام‌) : لك‌ منه‌ بقيمة‌ دينارك‌، و الباقي‌ للمسلمين‌ جملة‌ً، لان‌ بريد المسلمين‌ حمله‌» (ابن ابي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، ج 19 ص: 351 منشورات مکتبة آية الله العظمي المرشعي النجفي، قم 1404 هـ)

«عمر پيكي‌  را نزد پادشاه‌ روم‌ فرستاد. ام‌ كلثوم‌ همسر عمر، با چند دينار مقداري‌ عطر خريد، و آن‌ را در دو شيشه‌ قرار دادو براي‌ همسر پادشاه‌ روم‌ بصورت‌ هديه‌ فرستاد. پيك‌ نزد (ام‌ كلثوم‌) آمد ودو شيشه‌ پُر از جواهر به‌ او داد. در اين‌ اثناء عمربه‌ خانه‌ وارد شده‌ در حاليكه‌ (ام‌ كلثوم‌) جواهرها را در دامن‌ خود ريخته‌ بود. (عمر) پرسيد: اينها را از كجا آوردي‌؟ (ام‌كلثوم‌) عمر را با خبر ساخت‌، عمر بلافاصله‌ جواهرها را از او گرفت‌ و فرمود: اينها از آن‌ مسلمانانند. (ام‌كلثوم‌) گفت‌:چگونه‌، اينها عوض‌ هديه‌ من‌ هستند! (عمر) گفت‌: ميان‌ من‌ و تو پدرت‌ قضاوت‌ مي‌كند. علي‌(عليه‌السلام‌) فرمودند: تو ازجواهرها به‌ ارزش‌ دينارهايت‌ مي‌تواني‌ برداري‌ و باقيمانده‌ آن‌ از آن‌ مسلمانان‌ است‌، چه‌ پيك‌ مسلمانان‌ آن‌ را حمل‌ نموده‌»

علامه‌ محمد بن‌ يعقوب‌ كليني‌ رازي‌ (متوفي‌: 328هـ.ق) در «صحيح‌ الكافي‌» مي‌فرمايد:

«حميد بن‌ زياد، عن‌ ابن‌ سماعة‌، عن‌ محمد بن‌ زياد، عن‌ عبدالله بن‌ سنان‌ و معاوية‌ بن‌ عمار عن‌ ابي‌ عبدالله(عليه‌السلام‌). قال‌:سألته‌ عن‌ المرأة‌ المتوفي‌ عنها زوجها، أتعتد في‌ بيتها أو حيث‌ شاءت‌؟ قال‌: بل‌ حيث‌ شاءت‌، ان‌ علياً(عليه‌السلام‌). لما توفي‌ عُمر اتي‌ام‌ كلثوم‌ فانطلق‌ بها الي‌ بيته‌»

عن‌ سليمان‌ بن‌ خالد قال‌: سألت‌ أبا عبدالله(عليه‌السلام‌). عن‌ امراة‌ توفي‌ زوجها اين‌ تعتد؟ في‌ بيت‌ زوجها تعتد أو حيث‌ شاءت‌؟قال‌: بلي‌ حيث‌ شاءت‌، ثم‌ قال‌: ان‌ عليا ً(عليه‌السلام‌)، لما مات‌ عمر أتي‌ ام‌ كلثوم‌ فأخذ بيدها فانطلق‌ بها الي‌ بيته‌» (کليني، محمد بن يعقوب، صحيح الکافي ج 3، ص: 121-122 شماره حديث: 3354-3355، الدار الاسلامية 1401هـ 1981م)

«معاويه‌ بن‌ عمار روايت‌ مي‌كند كه‌ از ابي‌ عبدالله(عليه‌السلام‌) پرسيدم‌: زني‌ كه‌ شوهرش‌ وفات‌ مي‌كند، آيا در خانه‌ خودش‌عده‌ را به‌ پايان‌ برساند يا هر كجا كه‌ مي‌خواهد؟ فرمود: هر كجا كه‌ مي‌خواهد. پس‌ از آنكه‌ عمر وفات‌ نمود، علي‌(عليه‌السلام‌)نزد ام‌كلثوم‌ آمد و او را به‌ خانه‌ خودش‌ برد.

«سليمان‌ بن‌ خالد روايت‌ مي‌كند كه‌ از ابن‌ عبدالله(عليه‌السلام‌) پرسيدم‌: زني‌ كه‌ شوهرش‌ مي‌ميرد در كجا عده‌ را به‌ اتمام‌برساند؟ در خانه‌ شوهرش‌ عده‌ را سپري‌ نمايد يا هر كجا كه‌ مي‌خواهد؟ فرمود: بله‌ هر كجا كه‌ مي‌خواهد. سپس‌ فرمود:زمانيكه‌ عمر وفات‌ نمود. علي‌(عليه‌السلام‌) نزد ام‌كلثوم‌ آمد و دستش‌ را گرفت‌ او را به‌ خانه‌ خويش‌ برد.

لازم‌ به‌ يادآوريست‌ كه‌ روايات‌ فوق‌ را شيخ‌ محمد بن‌ الحسن‌، حرّ عاملي‌ (متوفي‌ 1104 هـ) در «وسائل‌ الشيعة‌ الي‌تحصيل‌ مسائل‌ الشريعة‌» (حرعاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعة الي تحصيل مسائل الشرعية، ج 15، ص: 457، کتاب الطلاق، باب عدم ثوبت السکني و النفقة، دار احياء التراث العربي، بيروت) و شيخ‌ الطائفه‌ ابو جعفر محمد بن‌ الحسن‌ طوسي‌. (متوفي‌: 460هـ). در « الاستبصار» (طوسي، ابوجعفر، محمد بن حسن، الاستبصار فيما اختلف من الاخبار، ج 3 ص: 352، شماره حديث 1258و 1257، دار الکتب الاسلامية تهران، بازار سلطاني 1390 هـ.ق) و محمدبن‌ يعقوب‌ كليني‌ متوفي‌ (328هـ) در «الفروع‌ من‌ الكافي‌» (کليني، محمد بن يعقوب، الفروع من الکافي ج 5، ص 346 کتاب النکاح، باب تزويح ام کلثوم، دار الکتب الاسلامية، 1362 هـ ش، تهران) و شيخ‌ محمد حسن‌ نجفي‌ (متوفي‌: 1266هـ) در «جواهرالكلام‌ في‌ شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌» (نجفي، محمد حسن، جواهر الکلام في شرح شرائع اسلام، ج 32، صص 280-279، کتاب الطلاق، الفصل الخامس في عدة الوفاة، دار احياء التراث العربي 1981 م) نيز آورده‌اند.

علاوه‌ بر اين‌ روايت‌ ديگري‌ را ابوجعفر محمد ابن‌ حسن‌ طوسي‌ (متوفي‌ 460هـ) در تهذيب‌ الاحكام‌ نقل‌ نموده‌ است‌:

«عن‌ جعفر عن‌ ابيه‌(عليه‌السلام‌) قال‌: ماتت‌ ام‌كلثوم‌ بنت‌ علي (عليه‌السلام‌) و ابنها زيد بن‌ عمر بن‌ الخطاب‌ في‌ ساعة‌ واحدة‌، لايدري‌ايهما هلك‌ قبل‌، فلم‌ يورث‌ أحدهما عن‌ الا´خر و صُلِّي‌ عليهما جميعاً»  (طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن، تهذيب الاحکام في شرح المقنعة، ج 9، ص: 362، شماره حديث: 1295، دار الکتب السلامية، تهران 1365 هـ .ش چاپخانه خورشيد)

«جعفر از پدر بزرگوارش‌ روايت‌ مي‌كند كه‌ فرمود: ام‌كلثوم‌ دختر علي‌(عليه‌السلام‌) و فرزندش‌ زيد پسر عمر بن‌ خطاب‌، هردو در يك‌ وقت‌ درگذشتند، مشخص‌ نشد كداميك‌ از آن‌ دو زودتر وفات‌ نموده‌ است‌. لذا هيچيك‌ از ديگري‌ ارث‌ نبرد، و برهر دو آنان‌ با هم‌ نماز خوانده‌ شد

روايات‌ مذكور گرچه‌ در باب‌ مسائل‌ فقهي‌ بيان‌ شده‌اند اما رابطه‌ همسري‌ حضرت‌ عمر(رضي‌الله عنه‌) و ام‌كلثوم‌ (رضي‌ الله عنها)بوضوح‌ در آنها مشاهده‌ مي‌شود.

در «فرهنگنامه‌ كودكان‌ و نوجوانان‌» كه‌ شوراي‌ كتاب‌ كودك‌، آن‌ را منتشر كرده‌ چنين‌ آمده‌:

«ام‌ كلثوم‌، دومين‌ دختر حضرت‌ علي‌ (ع‌) و فاطمه‌ زهرا(س‌) است‌، نام‌ او را زينب‌ صغري‌' نيز نوشته‌اند، سال‌ تولد او به‌درستي‌ معلوم‌ نيست‌، ام‌ كلثوم‌ در سال‌ 17هـ. ق‌ به‌ درخواست‌ عمر بن‌ خطاب‌ از علي‌ (ع‌) با او ازدواج‌ كرد، پس‌ از كشته‌ شدن‌عمر، به‌ ازدواج‌ عون‌، پسر جعفر بن‌ ابي‌ طالب‌، در آمد و پس‌ از مرگ‌ عون‌ با برادر او محمد ازدواج‌ كرد...»

ام‌ كلثوم‌ از عمر داراي‌ دختري‌ به‌ نام‌ رقيه‌ و پسري‌ به‌ نام‌ زيد بود، نوشته‌اند كه‌ او و فرزندش‌ هر دو در يك‌ روزدرگذشتند» (شوراي کتاب، فهنگنامه کودکان و نوجوانان، ج 3، ص: 324، شرکت تهيه و نشر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، تهران 1376 هـ .ش)

ادامه بحث را در قسمت دوم مقاله بخوانيد

نام نويسنده‌:: عبدالعزيز نعماني

_____________________________________________

شخصيت با عظمت پاره ي تن رسول الله حضرت فاطمه رضي الله عنها (بخش دوم) 

  

زهد و قناعت‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا(رضي‌ الله عنها):

زهد، ورع‌ و دوري‌ از تجملات‌ دنيا به‌ حدي‌ بود كه‌ با اين‌ وجود كه‌ از محبوبترين‌ فرزندان‌ رسول‌ اكرم‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌)بود اما زندگيش‌ بسيار ساده‌ و بي‌ آلايش‌ بود.

او كه‌ سرور زنان‌ بهشت‌ بود، در محيط‌ خانه‌ چنان‌ زندگي‌ مي‌كرد كه‌ دستهايش‌ از گرداندن‌ آسياب‌، متورم‌ شده‌ بود،شانه‌هايش‌ از حمل‌ مشك‌ آب‌ زخم‌ برداشته‌ بود و لباسهايش‌ از جارو زدن‌ خانه‌ و نشستن‌ در كنار آتشدان‌، مندرس‌ و سياه‌شده‌ بود، با وجود اين‌ همه‌ مشكلات‌ و گرفتاريها هنگاميكه‌ از رسول‌ خدا(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) متقاضي‌ كنيز مي‌شود تا در انجام‌كارهاي‌ خانه‌ به‌ او كمك‌ كند، رسول‌ اكرم‌(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) مي‌فرمايند: «خير، چگونه‌ به‌ شما خادمي‌ بدهم‌ در حالي‌ كه‌ اهل‌صفه‌ چيزي‌ نمي‌بينند تا با آن‌ شكم‌شان‌ را سير كنند» (عسقلاني، احمد بن حجر، الاصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص: 367، دار الکتاب العربيف بيروت)

روزي‌ رسول‌ الله(صلي‌الله عليه‌وسلم‌) به‌ خانه‌ حضرت‌ زهرا(رضي‌ الله عنها)تشريف‌ بردند، ديدند كه‌ فاطمه‌ زهرا بخاطر كمبودپارچه‌ چادر كوچكي‌ را بر تن‌ كرده‌ بودند، و چنان‌ كوچك‌ بود كه‌ اگر مي‌خواست‌ سر مبارك‌ را بپوشد، پاها برهنه‌ مي‌شد

17:13 - 2007/10/15 - نظرات {0} - نظرشما


شهادت زهرا: بزرگترين دروغ تاريخ

صفحات وبلاگ: ایمان

بقلم : آيت الله محسني بسطامي                                    شهادت  زهرا:  بزرگترين دروغ تاريخ

 

  

ما معتقديم اين مسئله بزرگترين افترا و دروغ تاريخ است و هرگز چنين چيزي صحت ندارد براي اثبات اين مطلب مي توان مفصل بحث نمود كه متاسفانه صفحه كوچك وبلاگ ما توانايي تحمل آنرا ندارد لذا به چند مطلب بسنده مي نماييم.

۱ - قريش بزرگترين و مقتدر ترين قبيله در شبه جزيره عربستان به حساب مي آمد و در درون قريش بني هاشم برترين و قدرتمند ترين قوم (تيره ) بشمار مي آمد طوريكه همه برتري آن را پذيرفته بودند عمو زاده هاي اين تيره   بني اميه بودند كه بعضي اوقات با بني هاشم رقابت مي نمودند اما اگر پاي كسي ديگر به ميان مي آمد اين دو فورا با هم يكي مي شدند بطور مثال زمانيكه خبر رسيد ابوبكر (از تيره بسيار ضعيف قريش يعني بني تيم ) جانشين پيامبر شده براي ابوسفيان كه تازه مسلمان شده بود غير قابل تحمل بود لذا فورا صدا زد : اين الاذلان؟؟ دو مرد ذليل كجايند؟ پرسيدند منظورت چه كساني مي باشند ؟ گفت علي و عباس. ابوسفيان وقتي با علي و عباس روبرو شد گفت چرا نشستيد بني تيم كيستند كه رهبري را بدست گيرند؟ ابوسفيان چنين ادامه داد : والله لاملان المدينة خيلا و رجالا. (قسم بخدا من مدينه را پر از پياده نظام و سواره نظام مي كنم و حكومت را با زور از آنان براي شما مي گيرم.)

علي كه به سخنان ابوسفيان گوش مي داد به او نهيب زد و اخطار نمودة فرمود : اگر كوچكترين حركتي بر ضد ابوبكر انجام دهي من اولين كسي خواهم بود كه در مقابل تو مي ايستم ما ابوبكر را اهل مي دانيم . ابوسفيان ناراحت شده الفاظ بدي گفته و رفت. (تاريخ طبري جلد 2 قسمت آغاز خلافت ابوبكر)

قريش كه با رسول خدا دشمني مي ورزيدند عملا قادر نبودند كاري انجام دهند چون از انتقام گيري بني هاشم هراس داشتند آخرين و مهمترين راهكارشان اين بود كه از هر تيره اي يك جوان انتخاب نمايند و اين جوانان طوايف مختلف همه باهم پيامبر را با شمشير بزنند بگونه اي كه معلوم نشود كداميك قاتل است كه در اين صورت قوم پيامبر يعني بني هاشم نمي دانند با كدام تيره بجنگند و لذا مجبور خواهند شد خونبها گرفته صلح نمايند. (اگر يك يا دو قبيله چنين جرمي مرتكب مي شد مطمئن بودند بني هاشم دمار از روزگارشان بر مي آوردند)   كه همين مسئله سبب شد رسول اكرم با اذن خداوند هجرت نمود.    

 ۲-  مردم مدينه نسبت قومي و خويشاوندي با پيامبر داشتند مادر پيامبر از آنجا بود و مادر عبدالمطلب (سلمي ) نيز از قبيله قدرتمند خزرج بود بهمين خاطر مردم مدينه (مخصوصا خزرچ) خودشان را اخوال رسول (يعني داييهاي پيامبر) مي دانستند.

۳- علاوه بر همه اينها پيامبر اكرم (ص) توانستند هزارا نفر فدايي تربيت نمايند كه حاضر بودند در راه خدا و دفاع از ايشان و خانواده شان جانهايشان را فدا كنند.

در صورتيكه اين مطلب دروغ را كه دشمنان اسلام درست كرده اند  بپذيريم  چه شد كه بني هاشم يك باره لب فرو بستند و كوچكترين اعتراضي ننمودند؟؟؟

آنهمه مسلمان مخلص و فدايي و مخصوصا مردم مدينه كه با پيامبر رابطه خويشاوندي و قومي داشتند چه شد همه يكپارچه سكوت نموده كوچكترين حرف و اعتراضي ننمودند؟؟؟

و از همه عجيبتر

حضرت علي شير خدا فاتح خيبر كسيكه گفته مي شود در جنگ خيبر درب قلعه را با يك دست بلند نموده براي خودش سپر ساخت بعدا چهل نفر و در برخي روايات هفتاد نفر تلاش كردند آن در را حركت دهند نتوانستند از جا تكانش دهند چرا سكوت نموده بلاتشبيه مثل بره رام و مطيع و فرمانبردار شد و كوچكترين اعتراضي ننمود؟؟؟

اگر اين مطلب دروغ را بپذيريم ايرادهاي ذيل بر حضرت علي وارد اند :

1- حضرت علي موظف بود از همه مظلومان دفاع كند و مخصوصا موظف بود از ناموس خودش دفاع نمايد ناموس (همسر) خط قرمز هر شخصي به حساب مي آيد بيعرضه ترين آدمها جاييكه زن و بچه خود را در خطر ببينند از فدا نمودن خود دريغ نمي نمايند. چرا حضرت علي از همسر خودش از دختر پيامبر دفاع ننمود؟؟؟   پست ترين و نامردترين آدمهاي كره زمين از همسر و فرزندان خود دفاع مي كنند و اگر نتوانند از جان خود دريغ نمي نمايند.  اين را در اصطلاح ما مظلوميت نمي گويند بلكه بي غيرتي و نامردي مي نامند.

اهل سنت حضرت علي را اسد الله الغالب (شير پيروز مند خدا) لقب داده اند چون حضرت علي در هيچ كجا مغلوب كسي ديگر نشد. در بسياري از جاها اهل سنت (مخصوصا عوام ) اسم علي را شاه مردان گزاشته اند

در صورت پذيرفتن اين مطلب دروغ  حضرت علي چه مردانگي داشت؟؟؟

2 - در صورت صحت اين مطلب دروغ  آنان كه چنين كردند ظالم بودند و طبق آيه كريمه : ولاتركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار (به ظالمان نزذيك نشويد كه در آتش مي افتيد) حضرت علي با چه مجوزي دست در دست آنان گزاشته بود و پشت سرشان نماز مي خواند و در همه موارد كمكشان مي نمود طوريكه حضرت عمر هيچ موردي را بدون مشوره با علي فيصله نمي نمود طوريكه حضرت عمر مي فرمود: لو لا علي لهلك عمر (اگر علي نبود عمر هلاك مي شد) حضرت علي چرا چنين مي كرد (بلاتشبيه) اين چاپلوسي به شمار نمي آيد؟؟

3 -  چرا حضرت علي دخترش ام كلثوم (دختر فاطمه) را به عقد حضرت عمر در آوردند؟؟

آن دختر چطوري پذيرفت كه با قاتل مادرش در يك رختخواب بخوابد؟؟؟ حسن و حسين كجا بودند؟؟؟ چرا هيچ اعتراضي ننمودند؟؟

4 -  هيهات منا الذلة ( ذلت از ما (خاندان پيامبر يا بني هاشم) به دور است ) از فرمايشات گهر بار حضرت امام حسين است زمانيكه به او پيشنهاد دادند تسليم شو ما تو را دست بسته به نزد يزيد مي بريم و تو را خواهد بخشيد فرمود ذلت از ما به دور است مرگ با عزت را مي پذيرم اما زندگي ذلت آور را نمي خواهم.

در صورت پذيرفت آن دروغ بزرگ آيا ذلتي بالاتر از اين وجود دارد كه كسي بيايد خودش را كتك بزند همسرش را بكشد و آن شخص كوچكترين اعتراضي ننمايد بلكه دختر خودش را نيز تقديم كند؟؟؟ 

سبحانك هذا بهتان عظيم

اين دروغ بزرگ و تهمتي عظيم بر ضد علي مرتضي است.

علي ما اينگونه نامرد نبوده است و اگر چنين بوده ما بعنوان يك مرد نمي توانيم او را بپذيريم . ماهيت دين اسلام ظلم ستيزي  است دستور خداست كه ظلم را نپزيريم و با ظالم مقابله نماييم .

علي اولين مسلمان آيا اين چيزها را نمي دانسته؟؟؟ اگر چنين بوده ما بعنوان يك مسلمان ساده نمي توانيم او را بپذيريم چه رسد بعنوان پيشوا ...

5 - زير سوال رفتن قيام عاشورا

در صورتيكه بپذيريم اينهمه ظلم اتفاق افتاده و علي سكوت نموده هيچ  رشوه و باج هم داده و همكاري كرده است يزيد بدبخت كه كاري نكرده بود چرا حسين برا عليه وي قيام نمود؟؟؟‌ يزيد چه جرمي مرتكب شده بود؟؟؟؟

سبحانك هذا بهتان عظيم

7-6- 

نوشته شده توسط اهل سنت جنوب

20:35 - 2007/6/30 - نظرات {0} - نظرشما


صفحه عقب صفحه بعد
درباره وبلاگ‌
قران وسنت
صفحه اول
درباره من
آلبوم عکسها
آرشیو
صفحه خانگی من
بهعنوان علاقه مندیها
مدرسه علوم اسلامی بندرلنگه
دارالعلوم زاهدان (مسجد مکی)
الله اکبر
کتابهای اهل سنت
مجمع قرآن سنندج
راه سنت
اهل سنت جنوب
مسجد نور اروميه
اسلام آنلاین
اصوات مذ هبی
اهل سنت سلماس وحومه
راشدین
سنی مهربان است
ژینگه
مدرسه صلاح الدین ایوبی ارومیه
روچنه
مکتب فرآن کردستان
ندای اسلام

فهرست موضوعات
 قران
 نماز
 کتاب خانه
 ایمان
 اخلاق اسلامی
 اخبار
 توحید
 تزکیه نفس
 حج
 رمضان
 سنت

تلاوت قرآن کريم به روايت حفص از عاصم

- قاری :محمد عبدالحكيم سعيد العبدالله


مدیران ویبلاگ
kamel


جستجو



تقیوم یادداشتها
«  December 2008  »
MonTueWedThuFriSatSun
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031 


آخرمطالب
- بێ ناو
- اعلام آمادگي کامل علماي اهل سنت براي مناظره با آيت الله مکارم شيرازي
- كيفيت بيعت حضرت علي با ابوبكر
- توصیف دوزخ از زبان قرآن و سنت
- نشست علمای برجسته اهل سنت در دارالعلوم زاهدان
- حــكمت مـــــرگ
- چنانچه مشکلات پیش آمده حل نشود ما شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری را مورد بررسی قرار خواهیم داد
- اعتکاف، پالایش روح و روان
- مصاحبه سنی آنلاين با مولانا عبدالحمید
- بازداشت موقت مولانا احمد نارویی
- نامه مجمع نمایندگان اهل سنت مجلس به رییس جمهوری اسلامی
- سنی انلاین فیلتر شد؟
- بر حفظ آزادی مذهبی جامعه اهل‌سنت ایران تأکید داریم
- توهین کارگردان سریال یوسف پیامبر به اهل سنت
- بێ ناو
- تنها مسجد اهل‌سنت شهر فاضل آباد گلستان پلمپ شد
- تحریک احساسات مذهبی و درگیری در زاهدان
- مقالات بسیار جالب وخواندنی
- نباید در مسائل مذهبی اهل‌سنت دخالتی صورت گیرد
- اسرار پشت پرده ى اقدامات تحريک آميز پاپ عليه اسلام
- «هــوٰى» یا «هــدٰى» در کلام وحى
- ویژگیهای گفتمان اسلامی معاصر
- نيروهاي اطلاعات ماموستا حسن زارعي و ماموستا ايوب گنجي را با خود بردند؟
- بازداشت مولوی عبدالعلی خیرشاهی
- اعدام دو روحانی اهل‌سنت در زاهدان
- برخی از مشكلات دانشجویان اهل‌سنت
- بهترين مقالات به نقل از اهل سنت جنوب
- افتتاح رادیوی فارسی عربستان را به همه شما تبریک عرض میکنیم
- اهل بیت ازخوددفاع می کند
- گفتگویی آرام با دكتر محمد حسينى قزوينى
- نفاق بزرگترین آفت و بیماری در زندگی انسان است
- پوزش و اعتذار مجله "خانواده سبز"
- قرائت بزی وقنبل عن ابن کثیر-قاری:محمد عبدالحكيم سعيد العبدالله
- مفاهیم بنیادین ایمان
- گمنامان کربلا
- سبب نامگذاري عاشورا به اين اسم
- روزه عاشورا، برای حرفه ای ها!
- سيماى ابراهيم خليل در قرآن
- تحلیل حدیث غدیر
- آقای قزوینی مجری افتراق ملی در سال اتحاد ملی

عنوان
آمار :
RSS


Powered By kurdblogger